X
تبلیغات
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
اهل بیت ( مخور غم زچه غمداری ، طبیب غم ابالفضله )
سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 ساعت 12:25

هـــــــــــو

 

پرواز می دهیم که بال و پرت کنیم

معراج می بریم که پیغمبرت کنیم

دیگر بس است خلوت چله نشینی ات
وقتش رسیده است مقرب ترت کنیم

دسته گل قدیمی خود را از این به بعد
دست تو می دهیم که تاج سرت کنیم

حالا نماز شکر بخوان فدیه ات بده
تا صاحب زلال ترین کوثرت کنیم

می خواستیم فرق کنی با پیمبران
می خواستیم آینه ی دیگرت کنیم

این سیب را بگیر و برای خودت ببر
وقتش شده است فاطمه را دخترت کنیم

شایسته است با پدر فاطمه شدن
از خانواده ی پسری ابترت کنیم

می خواستیم نسل تو زهرا نسب شود
ضرب المثل برای عجم تا عرب شود


خورشید، آفتابی انور فاطمه است
صبحی اگر که هست بدهکار فاطمه است

آیینه اش سه مرتبه خود را ظهور داد
پیغمبر و علی همه تکرار فاطمه است

هر جلوه ای که جلوه ی نوری نمی شود
زهرا شدن فقط و فقط کار فاطمه است

شام زفاف پیرهن کهنه می برد
این تازه اولین شب ایثار فاطمه است

فردا اسیر دست جهنم نمی شود
امروز هر کسی که گرفتار فاطمه است

زهرا اگر نبود ولایت نداشتیم
گمراه می شدیم و هدایت نداشتیم


زهرا بنا نداشت خودش را بنا کند
می خواست بنده باشد و یا ربنا کند

مثل علی عروج نمازش امان نداد
اصلاً به پای پر ورمش اعتنا کند

تا که مدینه از گل توحید پر شود
کافی است در قنوت خدا را صدا کند

طبق روال هر شب جمعه نشسته تا
قبل از خودش سفارش همسایه را کند

دستی که پیش خانه ی زهرا دراز نیست
در شرع بر جناز ه ی آن کس نماز نیست


او آمد و خزان زمین را بهار کرد
بر شاخه ها شکوفه ی عصمت سوار کرد

آیا بدون مُهر مناجات فاطمه
می شد به سجده کردن خود افتخار کرد؟

وقتی شب زفاف پیمبر رسید و بعد
بین علی و فاطمه تقسیم کار کرد

خوشحال شد تمامی احساس معجرش
وقتی رسول فاطمه را خانه دار کرد

آن هم برای حاجت مسکین شهر بود
روزی اگر ز حادثه میل انار کرد

اخلاص پینه هایش همیشه زبان زد است
از بس که دست فاطمه در خانه کار کرد

وقتی تمام قاطبه ها بی حماسه بود
خود را خمیده کرد ولی ذوالفقار کرد

پس می شود برای عوض کردن زمان
نو آوری فاطمه را اختیار کرد

بی فاطمه که شیعه شکوفا نمی شود
شیعه مرید دشمن زهرا نمی شود


دنیا ندیده است سفر های این چنین
جز در هوای فاطمه پرهای این چنین

دیروز می شدند درختان بدون سر
امروز می دهند ثمر های این چنین

سر می دهیم و منت یاغی نمی کشیم
همواره سر خوشیم به سرهای این چنین

دارد بساط کفر زمین جمع می شود
پیچیده در زمانه خبرهای این چنین

اصلاً بعید نیستکه او رو کند به ما
از مادری چنان و پسرهای این چنین

دل های ما همیشه پر از یاد فاطمه است
این سرزمین قلمرو اولاد فاطمه است

خوش آمدی مادر ارباب

 

امروز اگر كه سينه و زنجير مي زنيم
فردا به عشق فاطمه شمشير می زنيم

 

 

نوشته شده توسط غلام قمـــــــــــر | موضوع: | لينک ثابت |
سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 ساعت 13:44
اى حرمت قبله حاجات ما

یاد تو تسبیح و مناجات ما

تاج شهیدان همه عالمى
 دست على، ماه بنى هاشمى

همقدم قافله سالار عشق

ساقى عشاق و علمدار عشق

سرور و سالار سپاه حسین

داده سر و دست براه حسین

عم امام و اخ و ابن امام

حضرت عباس علیهالسلام

ساقى كوثر پدرت مرتضى است

كار تو سقائى كرب و بلاست

هر كه به دردى به غمى شد دچار

گوید اگر یكصد و سى و سه بار

اى علم افراشته در عالمین

اكشف یا كاشف كرب الحسین

از كرم و لطف جوابش دهى

تشنه اگر آمده آبش دهى

آسمان تکیــــــــــــه به دستان تــــــــــو دارد عباس

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط غلام قمـــــــــــر | موضوع: | لينک ثابت |
جمعه بیست و دوم دی 1391 ساعت 0:5
 

یا ضامن آهــــــــــــــــــــو


دلم را گره زده ام به پنجره فولاد و دگر تو دانی و اینهمه درد دل

 

یا امام غریب

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط غلام قمـــــــــــر | موضوع: | لينک ثابت |
دوشنبه چهارم دی 1391 ساعت 1:57
 

هو الحق

از هیبت قد کشیده ات میترسند...
از خشم میان دیده ات میترسند...
عباس به پهلوانیت قسم این لشگر...
حتی ز سره بریده ات میترسند...


ابوفاضل 

 

 

 

 

نوشته شده توسط غلام قمـــــــــــر | موضوع: | لينک ثابت |
دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391 ساعت 20:28
 

هو ۱۱۰

 


آیت الله حسن زاده آملی می نویسد: « جناب استاد ما علامه طباطبائی(ره) صاحب تفسیر قیّم و عظیم «المیزان» فرموده است که: « استاد ما مرحوم آقا سید علی قاضی حکایت کرد که کسی از جنّ پرسیده است ( و فرموده است شاید آن کس خود...

مرحوم قاضی بوده است ): طائفه جن به چه مذاهب اند؟
آن جن در جواب گفت: « طائفه جنّ مانند إنس دارای مذاهب گوناگون اند، جز اینکه "سنی" ندارند برای اینکه در میان ما کسانی هستند که در واقعه غدیر خم حضور داشتند و شاهد ماجرا بوده اند. »

 

 

 


نوشته شده توسط غلام قمـــــــــــر | موضوع: | لينک ثابت |
سه شنبه چهاردهم آذر 1391 ساعت 21:52

 

بسم رب الحسین

ساعت 01:00 بامداد تاســــوعا

مرا هوای حسینیه بی امان کرده

که چند سال مرا بیشتر جوان کرده

نفس که میکشم انگار بوی کرب و بلاست

هوای صحن ابالفضل مستمان کرده

میان لطمه زنی و میان سینه زنی

دلم هوای عبور از غم جهان کرده

حسین عشق من و عمر و زندگی من است

حسین در دل من عشق را بیان کرده

حسین دست مرا ول نمی کند مردم

حسین در دل دیوانه اش مکان کرده

حسین زحمت من را کشیده این مدت

و هر چه لطف شده یار مهربان کرده

اگر همیشه شدم مست علتش این است

که هر چه کرده همین چای و استکان کرده

. . .

هوا هوای حسین و هوای در به دری

دوباره عشق، مرا کلب آستان کرده

میان هروله هایت گرسنه ام شده است

دوباره دل هوس تکه استخوان کرده

 

التماس دعا

 

 

نوشته شده توسط غلام قمـــــــــــر | موضوع: | لينک ثابت |
دوشنبه بیست و نهم آبان 1391 ساعت 4:5

بسم رب العشق

لیاقتی بود و برایش حضرت ارباب را شاکرم
بنداه نوازی کردید ارباب
شکر حق که حلقه نوکری بر گردن حقیر نهادید تا دگربار توانستم
در رکاب نوکرانتان غلامی کنم
***

 

یا پیـــــــــــر عَلَــــــــــــــــــــــــــــــم

لیاقتی شد تا توانستم
راس ساعت ۲ بامداد تیغه منتسب به نام زیبای حضرت اباالفضل(ع) را در پیرعَلَـم نصب کنم
باشد تا سالیان سال در گرداگردش زمزمه عاشورائیان پا برجا و برقرار گردد
اگر به زیارت رفتید حقیر ملتمس دعای خیرتان هستم
یا علی مدد
غلام قمر
محرم الحرام ۱۳۹۱
خورشیدی
***

شعری زیبا بنام پیر عَلَــــم از دوست نازنینم حسین شیردل
پیر عَلَــــم

پسرم پنج سال و نیم اش بود

عاشق سنج و طبل و سینه زدن

پیرهن مشکی اش چه کوچک بود

یقه را تا به انتها بستن

*

روزی از روزها که او لج کرد

باز هم سوی « پیر _ علم » رفتیم

روی دوشم نشانده اش بودم

(در شلوغی سوی حرم رفتیم )

*

عَلَم اما دخیل باران بود

رنگ زردش نشانی از خورشید

هرچه را من نشد نگاه کنم

پسر از روی دوش من می دید

*

دسته های عزا به صف بودند

روز هفتم چقدر دلگیر است

ما به یاد عمو عطشناکیم

روی هر شانه رد زنجیر است

*

این طرف تر که آمدم دیدم

دور یک حلقه ی قدیمی چاه

گوسفندان سر جدایی که

نذر آقا شدند و قربانگاه

*

پسرم ذوق کرد و با من گفت :

« بابا جونم من و ببر اونجا ! »

آمد از شانه بین آغوشم

دید یک بره را همان جاها

*

در همین چند لحظه او فهمید

بره می خواهد آن طرف نرود

پسرم داد زد که : بره نرو !

لااقل بره را نجات دهد

*

مردی اما کشان کشان می برد

بره ی ناز را به آن سوها

جرعه ای آب بره را دادند

دست و پا بسته بود و چاقو ها

*

آری اما صدای کوتاهش

نه به قصاب نه به بره رسید

ناگه از دست سنج او افتاد

بره در خون خویش می رقصید

*

بره هی دست و پا زد و خون ریخت

پسرم با دهان بازش مات

ناگهان مردی آن وسط زد داد :

« بر جمال محمدی صلوات »

*

دست هایش به سادگی یخ کرد

خاطرش جمع ، اینکه با من بود

متوجه شدم که ترسیده

رفتم آن جا که شمع روشن بود

*

بغض کرد و دلش گرفت و کمی

بی صدا روی شانه هام گریست

زیر گوشش یواشکی گفتم :

«! پسرم گریه کار مردا نیست »

*

گریه کرد آن قدر که خوابش برد

مطمئن بودم او که خوابیدست

رفتم آرام در جوار حرم ؛

که به یکباره هر چه بغض شکست !

*

مثل یک بچه گریه می کردم

می زدم در درون خود فریاد

با خودم روضه ی تو را خواندم

روضه هایی که بوی خون می داد

*

برّه ی سر بریده را بردند

شام شب های اشک و غم بشود

دوست دارم نظر کنی عباس ؛

پسرم نذر پیر ـ علم بشود !

21/4/1391

 

 


 

نوشته شده توسط غلام قمـــــــــــر | موضوع: | لينک ثابت |
جمعه نوزدهم آبان 1391 ساعت 14:45
 
هو یا حسین مظلوم
 
باز این چه شورش است
 
 
اصلا حسين جنس غمش فرق مي‌كند

اين راه عشق، پيچ و خمش فرق مي‌كند!

اينجا گدا هميشه طلبكار مي‌شود

اينجا كه آمدي كرمش فرق مي‌كند!

شاعر شدم براي سرودن برايشان

اين خانواده محتشمش فرق مي‌كند!

صد مرده زنده مي‌شود از ذكر يا حسين

عيساي خانواده دمش فرق مي‌كند!

از نوع ويژگي دعا زير قبه‌اش

معلوم مي‌شود حرمش فرق مي‌كند!

تنها نه اينكه جنس غمش، جنس ماتمش

حتي سياهي علمش فرق مي‌كند!

با پاي نيزه روي زمين راه مي‌رود

خورشيد كاروان قدمش فرق مي‌كند!

من از "حسينُ منّي" پيغمبر خدا

 
فهميده‌ام حسين همه‌اش فرق مي‌كند!
 
 
 
 
 
 
 
نوشته شده توسط غلام قمـــــــــــر | موضوع: | لينک ثابت |
پنجشنبه یازدهم آبان 1391 ساعت 3:1

 

هوالعشق

ارباب ادب 

شاه قامت قیامتی داریم

دلبر با ابهتی داریم

کاسه لیس جناب عباسیم

وه چه رزق و ضیافتی داریم

نسل در نسلمان ابالفضلی است

در این خانه قدمتی داریم

قسمت کار ما گره نشود

یاور با محبتی داریم

ورد لبهایمان ابالفضل است

هر زمانی که حاجتی داریم

آرزوی بهشت را نکنیم

زیر این خیمه جنتی داریم

وسط روضه های تاسوعا

آرزوی شهادتی داریم

تاکه دست بریده یاور ماست

انتظار قیامتی داریم

خاک سرداب علقمه نشدیم

از خدا ما شکایتی داریم

 

 

 

نوشته شده توسط غلام قمـــــــــــر | موضوع: | لينک ثابت |