من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

( مخور غم زچه غمداری ، طبیب غم ابالفضله )

 

 

 

 

 

 

عَـلَــم به دست علمدار و ما همه مستش


نگــو عَـلَــم، که جهان است روي این دستش

 

*   *   *

 


عَـلَــم به دست علمدار دلبري كرده

تمام هستي من را قلندري كرده


عَـلَــم به دست علمدار ماه پيشاني

همو كه كرده به قلبه زمانه سلطاني


عَـلَــم به دست علمدار و ما همه مستش

خوشا به حاله عَـلَــم در ميان آن دستش


عَـلَــم ببينُ به دست خدايي عباس

پيمبران همه مست و فدايي عباس

-----------------------

دوش وقت سحر سيّــد پسري وقت صلات


چون حبه نبات


سر بر قدمش نهادمُ خوش ميخواند


برطاق دو اَبـــــروي اباالفضل صلــــــــــــــوات

 

 

نوشته شده در جمعه دهم مرداد 1393ساعت 14:59 توسط غلام قمـــــــــــر |

 

 

 

مدیون علمــــــــــدارم

 

 

ما گرفتار علمدار تو هستیم حسین

از ازل یار علمدار تو هستیم حسین

 

سمت نوکری ما سمتی دیرینه است

عبد دربار علمدار تو هستیم حسین

 

ما اگر مهر تو داریم همه مدیون باشیم

دست به دامان علمدار تو داریم حسین

 

مادرت فاطمه ما را چقدر کرده دعا

چون که غمخوار علمدار تو هستیم حسین

 

هم بدهکار تو لطف فراوان تو ایم

هم بدهکار عمدار تو هستیم حسین

 

روز رجعت ز عنایات تو ان شاءالله

ما علمداره علمدار تو هستیم حسین

 

شاد از آنیم که در روز قیامت حتّی

در پی کار علمدار تو هستیم حسین

 

اشک می بارد از این مشک دو دیده امروز

ما عزادار علمدار تو هستیم حسین

 

انتقام غم عظمای تو را می گیریم

ما ز انصار علمدار تو هستیم حسین

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه ششم تیر 1393ساعت 20:57 توسط غلام قمـــــــــــر |

 

ای آخرین توسل سبز دعای ما
آیا نمی رسد به حضورت صدای ما؟

شنبه دوباره شنبه دوباره سه نقطه چین
بی تو چه زود می گذرد هفته های ما

در این فراق تا که ببینی چه می کشیم
بگذار چشم های خودت را به جای ما

 

 



موعود خانواده! کی از راه می رسی؟
کی مستجاب می شود "آقا بیای ما"؟

کی می شود بیایی و از پشت ابرها
خورشید های تازه بیاری برای ما

آقا اگر نیایی و بالی نیاوری
از دست می رود سفر کربلای ما

نوشته شده در جمعه ششم تیر 1393ساعت 15:42 توسط غلام قمـــــــــــر |

 

ای که در ذهـــنِ پلیـــدت فکــرِ باطـل میکنی

گردنت را حضرتِ عبـاسِ ما خواهد شــکست

 

ما بیخیال حرمیـــــــن نمیشویــم

روی تمام سینه زنانت حساب کن

 

 

داعشی زوزه مکش سر به سر شیعه مزار


می کُشم هر که مرا باعث آزار شود


حضرت صاحبِ ما آمدنَش نزدیک است


و عجب زلزله ای لحظه دیدار شود


وای بر نسل زنا وای بر آن لشگر کفر


وارد جنگ اگر حیدر کرّار شود

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه سوم تیر 1393ساعت 20:21 توسط غلام قمـــــــــــر |

 

 

یا لثارات الحسین

 

داغى به دل اهل ولا نگذاريد


بر روى غرور شيعه پا نگذاريد


ما خشم كنيم سفره تان برچيده است


هى سر به سر غيرت ما نگذاريد


 

ذوالفقار حیدریم یکباره طوفان می کنیم

پایگاه کفر را با خاک یکسان می کنیم

خدشه ای وارد شود بر مرقد آل علی

کربلا را تا مدینه بیت الاحزان می کنیم

 


 ‫خروش شیعه رعد آسمانی است

نفس هایش همه آتش فشانی است

نگاه چپ کنی بر قبر عباس (ع)

خودش آغاز یک جنگ جهانی است

 

داعشیان، حروزاده ها، عبرت بگــیرید..!

بر داعشیان حرومزاده تا صبح قیامت لعنت

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393ساعت 20:47 توسط غلام قمـــــــــــر |

 

 

 

به قرآنی که آیش بی شماره

به مولایی که تیغش ذوالفقاره

سرازبالین عشقت برندارم

که تا دین محمد (ص) برقراره



بی دست کربلا دست مرا بگیــــــر


نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393ساعت 19:4 توسط غلام قمـــــــــــر |

 

 

 

 

همه گویند برای تعجیل ظهورش صلوات

 ای کاش این جمعه بگوییم به تبریک حضورش صلوات

   

گفتم چرا قلبم دگر بر تار زلفت گير نيست

سر بر زمين افكند و گفت خود كرده را تدبير نيست

اشكي به زير مقدمش انداختم رحمي كند

گفتا كه اشك بي ورع در رتبه تاثير نيست

گفتم بيا در بند كش اين بنده فرار را

گفتا اگر عاشق شوي كاريت با زنجير نيست

گفتم كه ديگر گوييا افتاده ام از چشم تو

با غم نگاهم كرد وگفت مهدي زنوكر سير نيست

 

میلاد منجی عالم، لنگر زمین و زمان، دلیل حیات عالم خاک و عرش،

حضرت صاحب الامـر، مهدی (عج) بر منتظرانش مبارک و فرخنده باد.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393ساعت 21:51 توسط غلام قمـــــــــــر |

 

 

 

مدح شاهزاده علی اکبر علیه السلام به قلــــــم ناصرالدین شاه قاجار

نام علی اکبر از آن دلرباتر است



خرم دلی که منبع انهار کوثر است


کوثر کجا زدیده پر اشک بهتر است

نام حسین و کرببلا هردو دلرباست

نام علی اکبر از آن دلرباتر است

رفتم به کربلا به سر قبر هر شهید

دیدم که تربت شهدا مشک و عنبر است

هر یک شهید مرقدشان چهار گوشه داشت

شش گوشه یک ضریح در آن هفت کشور است

پرسیدم از کسی سببش را به گریه گفت

پایین پای قبر حسین قبر اکبر است

پایین پای علی اکبر جوان

هفتاد و یک شهید چو خورشید انور است

بر سمت راست مرقد یک پیر جلوه کرد

در گوشه رواق که نزد یکی در است

پرسیدم از مخادم آن کاین مزار کیست ؟

گفتا حبیب نور دو چشم مظاهر است

در جنب نهر علقمه دیدم یکی شهید

گفتم چرا جدا زشهیدان دیگر است ؟

گفتا خموش باش که عباس نامدار

منظور او ادب به جناب برادر است

رفتم به خیمه گاه شنیدم بگوش دل

آنجا فغان زینب و کلثوم اطهر است

رفتم به سوی خیمه بیمار کربلا

دیدم که با دو صد غم و محنت برابر است

وارد شدم به حجله داماد کربلا

دیدم عروس قاسم دستش زخون تر است

رفتم زکربلا به سر تربت علی ( علیه اسلام )

دیدم که بارگاه علی عرش اکبر است

وارد شدم به صحن و سرایش به صد امید

دیدم که چلچراغ علی سرو کوثر است

برگشتم از رواق شدم وارد حرم

دیدم که چشم نوح نبی جای حیدر است

پر نور چشم نوح نبی از علی بود

این نکته هم زکاتب از خاک کمتر است

شاها تویی که ( ناصر دین ) باد چاکرت

منظور او به اذن جناب مطهر است

( ناصر ) چو بر نجف برسید و به گریه گفت

هر صبح و شام چشم امیدش بدین در است

 

التمـــــــاس دعا

 

 

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 18:34 توسط غلام قمـــــــــــر |

 

 

 

 

 

 

با سلام خدمت همه همراهان
در پست های قبل دوستی در نظرات برایم شعری قرار داد، من هم در جواب وعده دادم شعرشان را با شعری که همان لحظه سرودم، در پست های آینده پاسخ خواهم داد...
حال الوعده وفـــــــــا
*****

در زیر عَلَم قدم که برمیداریم
در جام جهان نما عطش برداریم

خوب بنگر که عَلَمدار چه دستش دارد
سقای حسین، اشکش لب مشکش دارد

آری، عَلَمدار سِــمَـتی شیرین است
آقا تو مدد کن عَلَمَــت سنگین است

باشد که ابالفضل عَلَمی برداری
از سینه زینب تو غمی برداری

آقا عَلَــم افتاد، تو رفتی همه آواره شدیم
دلمان زخمی پاهای رقیه است که بیچاره شدیم


التماس
دعــــــــــــــــــا

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393ساعت 17:25 توسط غلام قمـــــــــــر |



      غلام قمــــــــــر