من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

( مخور غم زچه غمداری ، طبیب غم ابالفضله )

 

 

 

 

 

 

 

آقا بيا که روضه ی موسي بن جعفر است
چشمانمان ز داغ مصيباتشان تر است

جامه سياه بر تن و بر جان شرار آه
دلها به ياد غصه او پر ز آذر است

افتاده است بي کس و تنها ، غريب وار
مردي که با تمامي خلقت برابر است

مرثيه خوان حضرت کاظم ، خود خداست
باني روضه ،حضرت زهراي اطهر است

زندان نگو ، که گرم مناجات با خداست
غار حراي حضرت موسي بن جعفر است

مرغي که در قفس ، نفسش تنگ آمده
از وي به جاي مانده فقط يک بغل پر است

از تازيانه خوردن حضرت نگو دگر
ارثيه اي رسيده به ايشان ز مادر است

باشد هميشه ورد زبانم به هر نفس
لعنت به آن يهودي بي دين که کافر است


اي من فداي شال عزاي شما شوم
آقا بيا که روضه موسي بن جعفر است

 

 

 

نوشته شده در جمعه سی و یکم مرداد 1393ساعت 17:51 توسط غلام قمـــــــــــر |

 

 

 

 

هو یا حسین مظلوم

 

 

السلام علیک یا اباعبدالله الحســـــین

هفتادو دو روز مانده که محشر بشود

هفتاد دو عاشــــق ز زمین کم بشود

هفتـــــــاد دو بلا در راه اســـــت

هفتاد دو شب مانده محـــــرم بشود

هفتاد دو روز مانده که با ناله بگوئیم...

اي اهل حرم ميرو علمدار نيامـــــــد


سقاي حسين سيد و سالار نيامد

 
 
 
 
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعت 19:0 توسط غلام قمـــــــــــر |

 

 

 

 

 

 

 

پهن شد سفره ي احسان، همه را بخشيدي

باز با لطف فروان همه را بخشيدي

ابر وقتي كه ببارد همه جا مي بارد ،

رحمتت ريخت و يكسان همه را بخشيدي

گفته بودند به ما سخت نميگيري تو...

همه ديديم چه آسان همه را بخشيدي

يك نفر توبه كند با همه خو ميگيري

يك نفر گشت پشيمان همه را بخشيدي

اين گنهكاري امروز مرا نيز ببخش

تو كه ايام قديم ، آنهمه را بخشيدي

حيف از ماه تو كه خرج گناهان بشود

تو همان نيمه ي شعبان همه را بخشيدي

داشت كارم گره ميخورد ولي تا گفتم

" جان آقاي خراسان " همه را بخشيدي

بي سبب نيست شب جمعه شب رحمت شد

مادري گفت "حسين جان " همه را بخشيدي

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393ساعت 19:20 توسط غلام قمـــــــــــر |

 

 

 

 

 

 

عَـلَــم به دست علمدار و ما همه مستش


نگــو عَـلَــم، که جهان است روي این دستش

 

*   *   *

 


عَـلَــم به دست علمدار دلبري كرده

تمام هستي من را قلندري كرده


عَـلَــم به دست علمدار ماه پيشاني

همو كه كرده به قلبه زمانه سلطاني


عَـلَــم به دست علمدار و ما همه مستش

خوشا به حاله عَـلَــم در ميان آن دستش


عَـلَــم ببينُ به دست خدايي عباس

پيمبران همه مست و فدايي عباس

-----------------------

دوش وقت سحر سيّــد پسري وقت صلات


چون حبه نبات


سر بر قدمش نهادمُ خوش ميخواند


برطاق دو اَبـــــروي اباالفضل صلــــــــــــــوات

 

 

نوشته شده در جمعه دهم مرداد 1393ساعت 14:59 توسط غلام قمـــــــــــر |

 

 

 

مدیون علمــــــــــدارم

 

 

ما گرفتار علمدار تو هستیم حسین

از ازل یار علمدار تو هستیم حسین

 

سمت نوکری ما سمتی دیرینه است

عبد دربار علمدار تو هستیم حسین

 

ما اگر مهر تو داریم همه مدیون باشیم

دست به دامان علمدار تو داریم حسین

 

مادرت فاطمه ما را چقدر کرده دعا

چون که غمخوار علمدار تو هستیم حسین

 

هم بدهکار تو لطف فراوان تو ایم

هم بدهکار عمدار تو هستیم حسین

 

روز رجعت ز عنایات تو ان شاءالله

ما علمداره علمدار تو هستیم حسین

 

شاد از آنیم که در روز قیامت حتّی

در پی کار علمدار تو هستیم حسین

 

اشک می بارد از این مشک دو دیده امروز

ما عزادار علمدار تو هستیم حسین

 

انتقام غم عظمای تو را می گیریم

ما ز انصار علمدار تو هستیم حسین

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه ششم تیر 1393ساعت 20:57 توسط غلام قمـــــــــــر |

 

ای آخرین توسل سبز دعای ما
آیا نمی رسد به حضورت صدای ما؟

شنبه دوباره شنبه دوباره سه نقطه چین
بی تو چه زود می گذرد هفته های ما

در این فراق تا که ببینی چه می کشیم
بگذار چشم های خودت را به جای ما

 

 



موعود خانواده! کی از راه می رسی؟
کی مستجاب می شود "آقا بیای ما"؟

کی می شود بیایی و از پشت ابرها
خورشید های تازه بیاری برای ما

آقا اگر نیایی و بالی نیاوری
از دست می رود سفر کربلای ما

نوشته شده در جمعه ششم تیر 1393ساعت 15:42 توسط غلام قمـــــــــــر |

 

ای که در ذهـــنِ پلیـــدت فکــرِ باطـل میکنی

گردنت را حضرتِ عبـاسِ ما خواهد شــکست

 

ما بیخیال حرمیـــــــن نمیشویــم

روی تمام سینه زنانت حساب کن

 

 

داعشی زوزه مکش سر به سر شیعه مزار


می کُشم هر که مرا باعث آزار شود


حضرت صاحبِ ما آمدنَش نزدیک است


و عجب زلزله ای لحظه دیدار شود


وای بر نسل زنا وای بر آن لشگر کفر


وارد جنگ اگر حیدر کرّار شود

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه سوم تیر 1393ساعت 20:21 توسط غلام قمـــــــــــر |

 

 

یا لثارات الحسین

 

داغى به دل اهل ولا نگذاريد


بر روى غرور شيعه پا نگذاريد


ما خشم كنيم سفره تان برچيده است


هى سر به سر غيرت ما نگذاريد


 

ذوالفقار حیدریم یکباره طوفان می کنیم

پایگاه کفر را با خاک یکسان می کنیم

خدشه ای وارد شود بر مرقد آل علی

کربلا را تا مدینه بیت الاحزان می کنیم

 


 ‫خروش شیعه رعد آسمانی است

نفس هایش همه آتش فشانی است

نگاه چپ کنی بر قبر عباس (ع)

خودش آغاز یک جنگ جهانی است

 

داعشیان، حروزاده ها، عبرت بگــیرید..!

بر داعشیان حرومزاده تا صبح قیامت لعنت

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393ساعت 20:47 توسط غلام قمـــــــــــر |

 

 

 

به قرآنی که آیش بی شماره

به مولایی که تیغش ذوالفقاره

سرازبالین عشقت برندارم

که تا دین محمد (ص) برقراره



بی دست کربلا دست مرا بگیــــــر


نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393ساعت 19:4 توسط غلام قمـــــــــــر |



      غلام قمــــــــــر