تبليغاتX

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
اهل بیت ( یادمون نره آگه امام حسین (ع) نبود عباس (ع) معنی نداشت)
چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 ساعت 2:53

مذهب شيعه چرا مذهب جعفرى ناميده شد؟

 

امويان به اين نيز اكتفا نكردند و فرمان سب امام على(ع) را برمنابر و در خطبه‏ها

 

و پس از هر نماز اعلام كردند  كه تا پايان‏حكومت آنها به جز مقطع كوتاه

 

 خلافت عمربن عبدالعزيز  (99 تا101 هجرى) باقى بود.

 

 

شايان توجه است كه پرداختن به موضوعاتى چون ايمان ابوطالب،

 

 پدرحضرت على(ع) در هنگام مرگ كه همواره يكى از نقاط اختلاف

 

 ميان‏شيعه و سنى بوده است و طرفين در اين باره كتابهايى‏نوشته‏اند.

 

 باتوجه به كفر ابوسفيان كه تا حمله مسلمانان به‏مكه و ايمان اجبارى او،

 

حمله به ابوطالب و طرح ايمان او باهمين انگيزه بود و به گفته

 

يكى از محققان، اگر ابوطالب، پدرحضرت على(ع) نبود هرگز مورد

 

تهاجم قرار نمى‏گرفت. 

 

 علاوه‏براين در عرصه اجتماعى بسيارى از صلح‏اجبارى امام حسن(ع)

 

 علويان را ظاهرا از صحنه سياسى جامعه‏حذف كرد. هرچند امام بازيركى

 

 موادى را در صلحنامه گنجانده بودكه فقط از آن طريق مى‏شد ماهيت‏بسيار

 

 متظاهر معاويه را به جامعه‏نشان دهد. موادى چون عدم اذيت و آزار

 

 شيعيان على و عدم تعيين‏جانشين از سوى معاويه دوماده مهم اين قطعنامه

 

 بودند كه با زيرپاگذاشته شدن از سوى معاويه چهره واقعى او را نشان دادند.

 

هنگامى كه حجربن عدى يكى از شيعيان امام على(ع) توسط ماموران‏معاويه

 

 به شهادت رسيد موجى از مخالفت‏با سياست‏هاى معاويه به‏وجود آمد كه از

 

 آن ميان مى‏توان پاسخ تند امام حسين(ع) به نامه‏معاويه اشاره كرد.

 

همچنين انتصاب يزيد به جانشينى نيز پيامدهاى جدى به همراه داشت

 

‏و معاويه فقط با زور و شمشير و تهديد وانست‏بيعت‏براى يزيدبگيرد.

 

باوجود شخصيت‏هاى مطرحى چون امام حسين(ع) در ميان‏امت اسلامى

 

 معاويه پسرش يزيد را به مدارا با ايشان ترغيب‏كرد.

 

                                  ادامه دارد................

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 ساعت 2:48
سلام

 

چه زیباست نام آربابم عباس(ع)

 

غلام قمر

 

این بار : کبریای عزیز                     با وبلاگ : بغض گرفته

 

بهشون خوش آمد میگیم و آرزوی سلامتی میکنیم برای ایشون و خانواده محترمشون

 

از اینجا مشرف شوید

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384 ساعت 4:39
سلام

 

اینم یه غلام قمره دیگه

 

بهتون خوش آمد میگیم  درویش جان !

 

وبلاگ از صدای سخن عشق.......

 

از اینجا مشرف شوید

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384 ساعت 16:22
سلام

 

بازم آقا لیاقت داد و.........

 

یه غلام قمره دیگه!

 

    

دیگه کم کم من باید بذارم و برم!

 

وبلاگ شده جای هر چی سید و سید زاده

 

بابا دست منم بگیرین

 

بگذریم

 

وبلاگ :منتظر                           نویسنده : سید سهیل و آقا محمد رضا

 

از طرف تمامی غلامان قمر  بهشون خوش آمد میگیم

 

از اینجا مشرف شوید

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384 ساعت 15:49

قبله گاه عشق..................................

 

آبرویم ابالفضل

 

               آرزویم ابالفضل

 

                             هر کجا روکند دلم

 

      روبرویــــــم ابالفضل

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384 ساعت 15:44

مذهب شيعه چرا مذهب جعفرى ناميده شد؟

 

 

اما صلاحديد پيامبر اكرم(ص) به دلايلى مورد پذيرش بعضى از صحابه‏قرار نگرفت

 

 و با رحلت‏حضرت، خلافت در سقيفه بنى‏ساعده‏مسيرى تازه يافت.

 

چندتن از صحابيان مهاجر در برابر انصار كه‏خود دچار دو دستگى شده بودند

 

با استناد به حق خويشاوندى باپيامبر(ص) خلافت را حق خود دانستند  نه حق انصار.

 

 و با آن كه‏امام على(ع) خويشاوندى روشنترى با پيامبر(ص) داشت‏به اين بهانه‏كه

 

عرب نمى تواند امتيازات بيش از اندازه‏اى را براى بنى‏هاشم‏بپذيرد و قبلا نبوت

 

 به بنى‏هاشم رسيده بود و اينك خلافت‏بايد به‏ديگر تيره‏هاى قريش برسد خود را

 

 شايسته خلافت ديدند.

 

از پس اين تدبير، مسير قدرت سياسى درامت اسلامى دگرگون شد و به ‏تدريج

 

هرچه بر سالها افزوده مى‏شد اين دگر گونى نيز بيشتر خودرانشان مى‏داد به گونه‏اى

 

كه در سال 35 قمرى كه اندكى ازانحرافات خود را نشان داده بود و امت اسلامى به

 

 چشم خويش بعضى‏از آن را مى‏ديد شورشى رخ داد كه خليفه سوم در طى آن كشته‏شد. 

 

به گواهى جنگهاى سه گانه‏اى كه امام على(ع) با ناكثين، قاسطين ومارقين انجام داد  ،

 

 مى‏توان پذيرفت كه جامعه اسلامى دچاربحرانى عميق شده بود; بحرانى كه در تبديل

 

خلافت‏به ملوكيت‏خودرانشان داد و خاندان بنى‏اميه كه بيش از اين در ميان مسلمانان

 

‏جايگاهى نداشتند و طلقاى(آزادشدگان) پيامبر(ص) در فتح مكه‏بودند، با موقعيت ‏سنجى

 

 سياسى به اقتدار رسيدند و حكومتى 90ساله را بنيان نهادند.

 

 سياست عرب‏گرايى امويان موجب شد تامخالفت‏هايى با آنان در جهان اسلام رخ دهد و

 

تحليل‏گران يكى ازعلل سقوط اين سلسله را همين سياست مى‏دانند.

 

امويان با توجه به سابقه ناشايست‏خود در ميان امت اسلامى‏جدى‏ترين رقيب خويش

 

 را بنى‏هاشم و علويان مى‏دانستند و براى‏بى‏مقدار نشان دادن رقيب به هر حربه‏اى متوسل

 

مى‏شدند.

 

 از جمله به‏ساختن احاديث و رواياتى دست‏يازيدند تا حسن سابقه بنى‏هاشم وعلويان

 

 را كه بويژه در سايه فداكارى‏هاى حضرت على(ع) به اعتبارى‏فوق تصور دست‏يافته بودند

 

بيالايند.

جاعلان حديث نخست‏به جعل رواياتى در مذمت‏حضرت على(ع)پرداختند. 

 

 و در مرحله دوم از اختلاف ميان خلفا و امام‏على(ع) هر آنچه نيكى و

 

 سجاياى اخلاقى بود به رقيبان آن حضرت‏نسبت دادند و در برابر هر فضيلتى

 

كه براى امام وجود داشت‏احاديثى را درباره فضيلتى مشابه براى رقيبان نيز جعل

 

 كردند تا آنچه امام على(ع) بدان‏ها ممتاز بود عادى جلوه كند و درنهايت همانند

 

يكى از اصحاب پيامبر(ع) تلقى شود نه بالاتر و درمقام خلافت هم خليفه‏اى چونان

 

 ديگران معرفى شود كه حتى به‏سياست‏هاى زيركانه روزگار نيز كه عبارت از

 

حيله و مكر و فريب‏باشد آگاه نيست.

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384 ساعت 15:26
سلام

 غلام همت آن رند عافیت سوزم

 

                            که در گداصفتی کیمیاگری داند

 

من کمتر از اونم که به کسی بگم به این تذکرم گوش کنید ... نه!

 

یه خواهش!

 

اونم از طرف سگ آقا  !

 

تازه اونم لیاقت میخواد که من ندارم

 

بگذریم

 

شما را به جان آقا قمر بنی هاشم!

 

به من تبریک عید نگین!

.....::عالم غرق غم است::.....

 

 

 

آخه من عیدی ندارم ، مگه کسی که اربعین صاحبش باشه عید داره؟۱

 

خواهش میکنم دیگه از واژه عید استفاده نکنین!!!

 

در آخر:

 

سال خوبی رو براتون آرزو میکنم

 

لطفتان پایدار 

 

کمترین درگاه یار : غلام قمر

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
شنبه بیستم اسفند 1384 ساعت 13:11
سلام

غلام قمری دیگر

به ایشون خوش آمد میگیم

 

باشه روزی برگه غلامی همه ما به دست آقامون امضاء بشه

 

وبلاگ  یا حسین

 

از اینجا مشرف شوید

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
شنبه بیستم اسفند 1384 ساعت 12:57
حیدرون میگن حسین ،

 

فاطمیون میگن حسین ،

 

زینبیون میگن حسین،

 

 حسین میگه اباالفضل

  http://www.abas-ebn-ali.com/images/Abas.jpghttp://www.abas-ebn-ali.com/images/hosein.jpg  

 

این متن زیبایی که عنوان یکی از نوشته های این دوست جدیده

درسته یه غلام قمر دیگه!

بازم خوشحالم و باعث افتخاره که یه غلام افتخاری اضافه شده

 

اسم نویسندشم اگه گفتین چیه؟

 

غلام عباس

باشه روزی را ببینبم که خود آقا برگه غلامی هممونو امضا کنه

 

از اینجا مشرف شوید

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
جمعه نوزدهم اسفند 1384 ساعت 12:0

(( یا علی ذکر علی عباده ))
 
در مدح علی علیه السلام حضرت مشکل الگشا

مگو که ذات خداوند عین ذات علیست ؛      

 بگو صفات خدائی همه صفات علیست

بحکم آنکه من الماء کل شیئ حی   ؛     

     حیات و هستی هر چیزرا حیات علیست

هر که را مشکل بود حلال مشکلها علیست؛   

   در دریای حقیقت بحر بی پایان علیست

شیعیان را روز محشر در حیات و در ممات؛

   یاور و یارست بر هر درد و غم درمان علیست 

*******************

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
جمعه نوزدهم اسفند 1384 ساعت 11:49

مذهب شيعه چرا مذهب جعفرى ناميده شد؟

 

 

يكى از شرايط بحرانى تاريخى در اسلام بود زيراكه بنيان حكومتى

 

 يكصدساله فرو ريخته بود و بنيان حكومت‏پانصدساله‏اى پى‏ريزى

 

مى‏شد و همت اصلى سران حكومت تازه، كوبيدن‏مخالفان بود.

 

مثلا توجه كنيد كه از سال 132 كه رسما حكومت‏عباسيان آغاز شد

 

 تا سال‏137 هجرى سردمداران آن از هيبت و عظمت‏يكى از بزرگترين

 

 سرداران خود يعنى ابومسلم خراسانى هراس داشتندو تا او را با

 

حيله و فريب نكشتند . احساس آرامش نكردند وامام صادق(ع) با توجه

 

 به اين فضا، پايه‏هاى فكرى نظام تشيع ياطرح جايگزين را بنانهاد.

 

سالها پيش از امامت‏حضرت صادق(ع) تقريبا يكصدو سيزده سال پيش،

 

جدايشان پيامبر اكرم(ص) در روزى گرم و سوزان و به هنگام بازگشت

 

‏از آخرين حج‏خود در غدير خم جانشينى خويش را به فرمان خداى به‏

 

امام على(ع) واگذار كرد و بر اساس منابع شيعى و بعضى از منابع

 

‏اهل سنت از مردم دراين باره بيعت گرفت.

                             ادامه دارد.............

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
جمعه نوزدهم اسفند 1384 ساعت 11:45
::شهید محمد احمدزاده عالمی::

 

نام : محمد

 

نام خانوادگی: احمدزاده عالمی

 

موقعیت شهادت: ترور            محل شهادت: امیرکلا

 

وصیت نامه شهید:

 

خدای مرا از سه چیز نگهداری کن :

 

وسواس شیطانی  هوای نفسانی    غرور نادانی

 

 

هیچ وقت فراموش نکنید!

 

زنده بودن ، هدف داشتن و آزادی.... و حتی

 

سینه زدن های تو هیئت ...  را مدیون

 

شهدا هستیم...

 

اگر آنها نبودند.......................

 

یادشان گرامی *** راهشان پررهرو باد

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
پنجشنبه هجدهم اسفند 1384 ساعت 9:53
کاش شبم صبح نمی شد

 

کاش همون دیشب میمردم

 

کاش نمیدیدم، که الان بخوام حسرت بخورم

 

درب قتلگاه امروز صبح از بابل به سمت کربلا حرکت کرد

 

خاک بر سر من

 

همه رفتن و من موندم

 

خدا..........

 

درب قتلگاه به هزینه عاشقان و دلباختگان آقا حضرت حسین ابن علی شهرستان بابل

 

و به همت و هزینه استادکاران اصفهان ساخته شد.

 

مسئولیت کلی این درب  تا لحضه جاگذاری به عهده خادم افتخاری حضرت عباس ابن علی

 

آقای ( یا بهتر بگم جای پدرم) حسین کشکولی میباشد.

 

زبون ساده :

 

دیشب جاتون خالی ، رفتم اونجا برا همتون دعا کردم ، دلم نمی اومد بیام خونه ،

 

اول که دیدمش  خیلی احساس غرور کردم ولی بعدش چنان غربتی حاکم بود که داشتم

 

منفجر میشدم .

 

آخرین لحظه خواستم که خدا برات کربلای هممونو بده

 

شما را به خان عشقم ، دم و بازدم ذکرم  حضرت ابالفضل العباس دعا کنین

 

کربلا نزدیکه ! ! !

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
چهارشنبه هفدهم اسفند 1384 ساعت 13:11
سلطان عشق

گنه از جانب ما نیست اگر مجنونیم

 

                    نرگس چشم تو نگذاشت که عاقل باشیم 

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
سه شنبه شانزدهم اسفند 1384 ساعت 1:37
سلام

 

الان از مجلس شام شهادت خانوم رقیه اومدم

 

جاتون خالی !

 

بچه ها آخر این هفته میرن کربلا

 

برای همتون دعا کردم  شما هم برای من دعا کنین

 

از خانوم بخواین امضاء کربلای هممون را بده

 

یعنی میشه ؟ یه شبی من از اونجا براتون به روز کنم ؟

 

ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

 

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
دوشنبه پانزدهم اسفند 1384 ساعت 2:21

مذهب شيعه چرا مذهب جعفرى ناميده شد؟

هيچ تاكنون به اين نكته انديشيده‏ايد كه چرا ما شيعيان راپيروان مذهب جعفرى مى‏خوانند؟ در

ميان امامان دوازدگانه شيعه‏چرا مذهب ما به ايشان انتساب يافته است؟ با توجه به اين كه‏امام

جعفر صادق(ع) ششمين امام شيعه هستند مگر پيش از ايشان‏وضعيت‏شيعه چگونه بوده و به

عبارت ديگر چرا مذهب شيعه علوى ياحسنى يا حسينى يا سجادى و يا باقرى ناميده نشده است؟

آنچه درپى مى‏آيد توضيحى است‏بر راز اين نام گذارى.

 

عرصه تئورى‏ها و ديدگاههاى علمى و فرهنگى در ميان دانشمندان وفرهيختگان همواره عرصه

ابقاى بهترين انديشه‏ها بوده است. هرنظريه‏اى آن هنگام توانسته جايگزين نظريه پيشين شود

كه محتوايى‏بهتر از آن را به بشريت هديه كرده باشد و الا مورد استقبال قرارنخواهد گرفت.

مكتب‏هاى فكرى بزرگ نيز همواره بايد داراى چنين‏ويژگى باشند تا بتوانند در دل بشر جايى باز

كنند. نگاهى به‏دستاورد مكتب اسلام در مقايسه با آنچه جامعه جاهلى عرب بدان‏دلبسته بود و

مبناى رفتار فردى و اجتماعى خود قرار داده بودمى‏تواند راز موفقيت اسلام را در برابر

انديشه‏هاى جاهلانه نشان‏دهد. پيامبر(ص) در دعوت خود ضمن پذيرش سنت‏هاى پسنديده

انسانى‏در ميان اعراب آنگاه كه به نفى ضد ارزشها مى‏پرداخت طرح‏هاى‏جايگزين نيز ارائه

مى‏كرد تا مخاطبان او احساس خلاء نكنند.

 

شايد راز بسيارى از شكست‏هاى فردى و اجتماعى مصلحان در طول‏تاريخ همين بوده كه طرح

جايگزين نداشته‏اند به همين نمونه تاريخ‏معاصر ايران توجه كنيد. حضور روحانيت در

مشروطيت و انقلاب اسلامى‏و اين كه چرا روحانيت در مشروطيت نتوانست تا پايان حضور

 

داشته‏باشد اما انقلاب اسلامى به رهبرى امام موفق به براندازى يك نظام‏شد؟

 

 

شايد مهمترين نكته در همين طرح جايگزين بوده است. امام‏خمينى(ره) طرح جايگزين سلطنت

 

را داشت اما روحانيت در مشروطيت‏به ابعاد اين موضوع آن چنان كه بايسته است نيانديشيده

 

بود واين سرانجام هرحركت‏سياسى و فكرى است كه فقط طرح براندازى‏داشته باشد و نه طرح

 

جايگزين!

 

امام جعفرصادق(ع) در مسيرتكاملى حركت‏شيعه گام دوم را برداشته‏بودند. يعنى پس از آنكه

مردم بر اثر مجاهدت‏هاى امامان پيشين به‏ناصحيح بودن مذهب رسمى و ديگر انديشه‏هاى منبعث

از آن و نيزحركت‏هاى سياسى مبتنى برآن در سالهاى گذشته پى بردند آماده‏بودند تا طرح

جايگزين مكتب اهل‏بيت را دريافت كنند و امام‏صادق(ع) همان بزرگوارى است كه با توجه به

يك موقعيت استثنايى‏تاريخى طرح جايگزين شيعه را به هنگام ارائه كرد و امامان ديگربه شرح

و بسط بعضى از ابعاد آن پرداختند.

دوره امامت‏حضرت كه از سال 114 هجرى آغاز شده تا سال 148 هجرى‏ادامه يافت.

 

ادامه دارد...

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
دوشنبه پانزدهم اسفند 1384 ساعت 2:15

صَلَی اللهُ عَلَیکَ یا اَباعَبدِاللهِ الحُسَین(ع).

سلام.

شهادت سه ساله حضرت ابی عبدالله الحسین(ع) ،حضرت رقیه(س) ،

را به محضر مقدس حضرت صاحب الزمان(عج) و همه مسلمانان جهان
 

تسلیت عرض می نمایم.

 

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
دوشنبه پانزدهم اسفند 1384 ساعت 2:12

از کعبه و بتخانه ، تا مسجد و میخانه

             

                 مقصود خدا عشق است ، باقی همه افسانه

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
دوشنبه پانزدهم اسفند 1384 ساعت 2:4
امام صادق(ع) در روايتي مي فرمايند:

از ولايت مهدي زمان ظهور كساني بيرون مي روند

 كه همواره گمان مي رفت از ياران مهدي باشند و

 به امر ولايت در مي آيند آناني كه شبيه خورشيدپرستان و ماه پرستانند

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
یکشنبه چهاردهم اسفند 1384 ساعت 19:25

هر کی نوکرت بشه شاه و امیره

 

 

               اونی که دوست نداره بره بمیره

 

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
یکشنبه چهاردهم اسفند 1384 ساعت 18:35

سلام

 

اینم یسری مداحی

برای شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها)

برای دانلود کردن مرثیه ها، روی آیکون  
 

کلیک وراست نموده    گزینه ... Save Target  را انتخاب نمایید.

 

 

ردیف

مداح

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

1 ملا باسم طفله رقیه 666
2 حاج مهدی سلحشور تا سر زدی در قلب شب 553
3 حاج مهدی سلحشور دخترم گریه نکن، آسمونت آبی شده 153
4 حسین سیب سرخی یا رقیه بنت الحسین 754
5 حاج محمد رضا طاهری فخرم اینه تو دنیا، که دلم با رقیه ست 692
6 حاج محمد رضا طاهری گفت ای عمه بیا تو در بر من 895
7 حمید علیمی در این مصیبت، چو نی بنالم 513
8 حاج محمود کریمی یه دختر سه ساله 657
9 حاج محمود کریمی دختر آواره ی غم ها منم 753
10 حاج محمود کریمی یا ابا المظلوم   بابا حسین 561
11 عبدالرضا هلالی با رقیه دل من خدایی می شه 438
12 حاج احمد واعظی روضه حضرت رقیه (س) 452
13 حاج احمد واعظی ای پدر،ای پدر، جان عمه بگو 681
14 حاج احمد واعظی آن طرف طفلی سه ساله، خفته بر زانوی بابا 347
15 حاج احمد واعظی عجب رسمیه رسم زمونه، دختر سلطان کنج ویرونه 618

التماس دعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

 

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
شنبه سیزدهم اسفند 1384 ساعت 2:0

إ نَّ جَميعَ دَوابِّ الاْ رْضِ لَتُصَلّى عَلى طالِبِ الْعِلْمِ حَتّى الْحيتانِ فى الْبَحْرِ.

فرمود: به درستى كه تمام موجودات و جانوراان زمين و

بلكه ماهيان دريا براى تحصيل كنندگان علوم

اسلامى و معارف الهى - تحيّت و درود مى فرستند.

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
شنبه سیزدهم اسفند 1384 ساعت 1:5

كليني رحمه الله در كافي از ابي بصير نقل مي كند كه نزد امام باقر (ع) رفتم و گفتم: شما وارث رسول اكرم هستيد؟ فرمود: آري. گفتم: رسول الله وارث انبياست و آنچه آنان مي دانند او مي داند؟ فرمود: آري، چنين است. گفتم: بنابراين شما قدرت داريد كه مرده را زنده كنيد و كور مادرزاد و مرض برص را شفا دهيد، چنانچه قرآن دربارة عيسي عليه السلام فرموده؟ فرمود: به اذن پروردگار قدرت داريم. سپس فرمود جلو بيا! چون جلو رفتم دست مبارك خود را به چشمهاي من زد و من بينا شدم. سپس به من فرمودند: اي ابي بصير، آيا مي خواهي بينا باشي ولي در روز قيامت مثل مردم، حساب، كتاب و مشقتهاي آخرت را دارا باشي، يا كور باشي ولي در آخرت بدون محاسبه به بهشت روي؟ ابي بصير مي گويد كوري را انتخاب كردم.

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
شنبه سیزدهم اسفند 1384 ساعت 1:4
اسم مبارك آن بزرگوار محمد، و لقب مشهور او باقر است كه حضرت رسول (ع) آن حضرت را طي رواياتي به اين لقب ملقّب فرمود. كنية مشهور آن حضرت، ابي جعفر و عمر مبارك ايشان مثل عمر پدر بزرگوار و جد بزرگوارشان حسين (ع) پنجاه و هفت سال بود. در اول رجب المرجب سال پنجاه و هفت ه. ق. متولد شد و در سال 114 از هجرت به دست ابراهيم بن وليد و به دستور هشام بن عبدالملك مسموم و شهيد گرديد. سه ساله بود كه حماسة كربلا واقع شد و آن بزرگوار كربلا را مشاهده فرمود. بعد از حماسة كربلا سي و چهار سال با پدر بزرگوار خود، زندگي پر تلاطمي را پشت سر نهاد. مدّت امامت آن حضرت تقريباً نوزده سال بود. 

 

 

در دوران امام باقر (ع) دولت بني اميه رو به زوال بود مردم از آنها متنفر بودند. بعلت وجود كسي چون عمر بن عبدالعزيز، كه علاوه بر اينكه نفع بزرگي براي شيعه داشت ضرر بزرگي نيز براي بني اميه داشت و اختلاف شديدي كه در ممالك اسلامي پديد آمده بود و هر كسي از گوشه اي قيام مي كرد، خلفا بسرعت تغيير مي كردند ـ چنانكه در مدّت امامت امام باقر (ع)، در مدت نوزده سال پنج خليفه روي كار آمدند: وليدبن عبدالملك، سليمان بن عبدالملك، عمر بن عبدالعزيز، يزيد بن عبدالملك، هشام بن عبدالملك ـ پس موقعيت مناسبي براي آن حضرت كه از ظلم بني اميه فارغ شده بود، پديد آورد كه انقلاب علمي را آغاز نمايد و بزرگاني از عامه و خاصه در اطراف ايشان جمع شدند و حقايق اسلام، لطايف اسلام و بالاخره معارف اسلام را منتشر كردند. از اين جهت رسول اكرم به ايشان لقب باقر داده است. لسان العرب مي گويد: لقّب به لانّه بقر العلم وعرف اصله واستنبط فرعه وتوسع فيه، والتبقر التوسع.

?امام باقر ملقّب به اين لقب است چون شكافنده علم است. پايه علوم اسلامي را شناخت و فروع آن را درك فرمود و آن را توسعه داد? و ريشة تبقّر به معني توسعه است.

 

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
شنبه سیزدهم اسفند 1384 ساعت 0:12

میلاد امام محمد باقر مبارک باد

 

  

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
پنجشنبه یازدهم اسفند 1384 ساعت 15:48
 

اصالت مهدويّت

 

از جهت معجزات و كرامات

(لقد أرسلنا رسلنا بالبينات)

معجزات و خوارق عادات در اثبات نبوت انبياء و صدق خبرهائى كه از عالم غيب و وحى الهى مى دهند مستندى عام و دليلى همگانى است كه هيچ پيامبرى بدون معجزه نبوده است.

راجع به معجزات انبياء و اقسام آن در كتابها توضيحات كافى داده شده و در نوشته هاى اين حقير نيز از جهات متعدد و با توجه به انديشه ها و آرائى كه اخيراً مطرح شده بيانات جالب و مفيدى هست.

در قرآن مجيد به اين مسأله در آيات متعدد تصريح شده است.

مسأله ديگر بعد از قبول معجزات انبياء معجزاتى است كه از ائمه طاهرين : صادر است كه خواه آنها را معجزه بگويند يا معجزه را فقط بر خوارق عاداتى كه از انبياء صاد شده اطلاق كنند و خوارق عاداتى را كه از ائمه : و ديگر بندگان خاص خدا، صادر شده كرامت بگويند اين نيز يك مسأله واقع شده اى است كه تواريخ معتبر و روايات مسند و صحيح كه از حد تواتر خارج است، آن را اثبات نموده است و مثل ساير پديده ها و حوادث بايد انسان آنها را قبول كند. چون انكار آنها انكار واقعيّات است و با انكار وجود صاحب اين كرامات مساوى است، و هر چند نمى توان معجزات و كرامات انبياء و اولياء را با معلومات تجربى و علل مادّى توجيه و تفسير كرد، امّا بايد واقعيّت آنها را كه محسوس بشر بوده و هست باور نمود.

ما در همين عصر خودمان حكايات و جريانهاى مهمى را به چشم خود يديده يا از افراد امين و راستگو شنيده ايم كه در اثر دعا يا توسّل به يكى از چهارده معصوم : و فرزندان آن بزرگواران مثل حضرت زينب و حضرت معصومه 8 بيمارانى كه بيمارى هاى شديد داشته اند شفا يافته و حاجتهاى مهم آنان به اذن خدا بر آورده شده است كه، جز به خرق عادت و كرامت و عنايت غيبى توجيه آن امكان پذير نيست.

نه حسى را كه اين معجزات را ديده است مى توان به اشتباه متهم كرد و نه نقل ها و خبرهائى كه اين معجزات را خبر مى دهند مى توان به دروغگوئى متهم ساخت، بنا بر اين، هيچ گونه نقطه ابهام و زمينه ناباورى در وقايعى كه بطور خارق عادت اتفاق افتاده و معجزه ناميده مى شود نيست غير از اينكه، معجزه و خارق عادت است و ما نمى توانيم آن را به علت مادّى مستند كنيم اما اين نتوانستن و نداشتن علت مادّى اصل يك پديده را نفى نمى نمايد.

معجزات حضرت صاحب الامر

پيرامون معجزات حضرت صاحب الزمان ـ عجل الله تعالى فرجه ـ بايد دانست كه وجود ايشان و خصايص و خصوصياتى كه از ايشان ظاهر شده و ظاهر خواهد شد، يكى از نمونه هاى بى نظير قدرت و توانائى خداوند متعال است. قدرت خداوند در طى دوره هاى مختلف حيات ايشان همواره در تجلّى بوده و هست و ثابت مى كند كه فقط نبايد ب معيارهاى مادّى تكيه كرد، زيرا بيشتر افراد چون پديده ها را با آن مى سنجند و مسببات و معلولات را پس از اسباب و علل مادّى مى بينند، از خالق اسباب و جاعل علل غافل مى شوند و شناختشان محدود مى گردد. اين اظهار قدرتها كه وجود نبى و ولىّ مُظهر آن مى شود و حساب هاى مادّى را باطل مى سازد. بديهى است مقصود اين نيست كه، فقط خدا با اين پديده ها شناخته مى شود، زيرا همان پديده هائى كه علل مادّى دارند نيز دلائل قدرت خدا و علم و حكمت او مى باشند و همه، آيات حق و كلمات حقند. اما هر كدام از پديده ها به گونه اى معرفت ما را كامل مى نمايند كه در اين نوشته مجال شرح اين مسائل كه با الهيّات ارتباط دارد نيست. حاصل اين است كه، وجود امام زمان ـ أرواحنا فداه ـ آيت عظما و كلمه كبراى الهى است و چنانكه مجموع عالم بدون اينكه نظيرى داشته باشد يا بشر سابقه و انسى به غير آن داشته باشد، آيت و نشانه منحصر به فرد خدا است كه در آن ميلياردها و ميلياردها و صد هزاران ميلياردها و هر چه رقم و عدد و مافوق آن است، آيت خدا است، وجود امام زمان 7 نيز آيه و كلمه خدا است، اگر چه از بعضى جهات و نواحى منحصر به فرد مى باشند جاى تعجب و استبعاد نيست. اين قدرت خدا است كه ما را به تهليل و تكبير و تسبيح و تنزيه او وا مى دارد: «فسبحان الذي جعل أوليائه الادلة الباهرة على وجوده ومظهرين لامره ونهيه وعلمه وحكمته واصطفاهم لغيبه وارتضاهم لسره وجعلهم خلفائه في خلقه»41.

انواع معجزات حضرت صاحب الامر

از نظر اينكه تا حدى بررسى و مطالعه معجزات آن حضرت آسان باشد، آنها را به ملاحظه زمان صدور آن بر سه نوع تقسيم كرده اند:

اول ـ معجزات بسيارى است كه از آن حضرت از هنگام ولادت (سال255) تا زمان رحلت حضرت امام حسن عسكرى (سال260) ظاهر شد.

دوم ـ معجزاتى است كه پس از شهادت حضرت امام حسن عسكرى 7 تا سال 329 ـ كه سال آخر غيبت صغرى است ـ از آن حضرت صادر شده است.

در اين دو دوره معجزات بسيارى از حضرت بقيّة الله ـ أرواح العالمين له الفداء ـ ظاهر شد كه هر كس بخواهد بر تعدادى از اين معجزات كه در حد تواتر و بالاتر از تواتر است، مطلع شود، مراجعه كند به كتاب مستطاب بحار الانوار (جلد13) و ترجمه هاى آن و باب ششم كتاب نجم الثاقب محدث نورى كه ايشان علاوه بر معجزاتى كه در بحار نقل شده چهل معجزه كه مصادر و مآخذشان در نزد علامه مجلسى نبوده يا از نقل آن غفلت شده است از مصادر مشهور و معتبر نقل كرده اند كه، از اين مصادر و مآخذ و همچنين مصادرى كه در اختيار علامه مجلسى بوده و همه يا اكثر آن، هم اكنون در اختيار ما است، قدمت سابقه ضبط اين معجزات در كتابهائى كه از همان عصر غيبت صغرى شروع شد، معلوم مى شود.

سوم ـ معجزاتى است كه در عصر غيبت كبرى يعنى از سال 329 تا تاريخ نگارش اين رساله كه سال پايان قرن چهاردهم هجرت (1400) است از آن امام بزرگوار ـ روحى فداه ـ صادر شده است.

اين معجزات نيز از حد تواتر گذشته است بعلاوه، بعضى از آنها به تنهائى موجب يقين مى شود. مانند معجزه اى كه در شفاى «اسماعيل هرقلى» از آن حضرت ظاهر شد كه مثل صاحب «كشف الغمه» آن را از شمس الدين محمد هرقلى، پسر اسماعيل و گروهى از مردم مورد وثوق نقل كرده است و چنان اهميّت و شهرت يافت كه وزير خليفه او را احضار كرد و در پيرامون صحت آن داستان تحقيق نمود و بعد هم «مستنصر بالله» خليفه عباسى او را به ملاقات با خود خواند و معجزات ديگر كه در ضمن حكايات شرفيابيها و توسّلات به آن حضرت در باب هفتم نجم الثاقب و در جلد13 «بحار» و «جنّة المأوى» و «كشف الاستار» و «دار السلام عراقى» و كتابهاى ديگر روايت شده است و چون بنا بر اختصار است به چند معجزه كه در عصر خودمان اتفاق افتاده است اكتفا مى كنيم.

اوّل ـ مرحوم عالم جليل حجة الاسلام والمسلمين آقاى «آقا امام سدهى» ـ رحمة الله تعالى عليه ـ كه از اخيار علماء و معروف به تقوى و سداد، و مورد وثوق مرجع بزرگ شيعه و مجدد آثار اهل بيت : استاذنا الاعظم آيت الله بروجردى 1 بود و لذا ايشان را براى تأسيس حوزه علميه در باختران (كرمانشاه سابق) و افتتاح مدرسه اى كه به امر ايشان در آن شهر بنا شد، اعزام فرمود و علاوه بر اين شخصاً هم با ايشان از موقعى كه در نجف اشرف در بحث فقيه بزرگ مرحوم آيت الله آشيخ محمد كاظم شيرازى ـ رحمة الله عليه ـ شركت داشتيم، سابقه آشنائى و اخلاص داشتم، حكايت تشرّف شيخ محمد كوفى را كه معروف و مشهور است و بدون واسطه از او شنيده بود، براى حقير نقل كرد و من براى اينكه مدرك كتبى از ايشان داشته باشم خواهش كردم كه حكايت را برايم مرقوم فرمايند، آن مرحوم ـ كه خدا با اجداد طاهرينش محشور فرمايد كه حكايت را برايم مرقوم فرمايند، آن مرحوم ـ كه خدا با اجداد طاهرينش محشور فرمايد ـ پذيرفت و حكايت را به خط خودشان كه اكنون در نزد من موجود است مرقوم داشت كه عين الفاظ و عبارات ايشان را در اينجا نقل مى نمائيم:

«بسم الله الرحمن الرحيم جناب آقاى آقا شيخ محمد كوفى كه به زهد و تقوا و صلاح بين خواص علماء و فضلاى نجف اشرف معروف بود، و ملتزم بود ليالى و ايام جمعات به نجف مشرف شود. چون قضيه تشرّف ايشان را خدمت حضرت ولى عصر ـ عجل الله تعالى فرجه ـ از بعض علماء شنيده بودم يك روز جمعه در مدرسه صدر در نجف اشرف در حجره يكى از آقايان رفقا خدمت ايشان رسيدم و استدعا كردم شرح تشرّف را از زبان خودشان بشنوم آنچه در نظرم مانده مضمون فرمايش ايشان از قرار ذيل است:

فرمود: با پدرم به مكه معظمه مشرف شدم، فقط يك شتر داشتيم كه پدرم سوار بود و من پيادم ملازم و مواظب خدمت او بودم. در مراجعت، به سماوه رسيديم، استرى (قاطر) از اشخاصى كه شغلشان جنازه كشى بين سماوه و نجف بود از شخص سنّى تا نجف اجاره كرديم چون شتر كندى مى كرد و گاهى مى خوابيد و به زحمت او را بلند مى كرديم، پدرم سوار قاطر و من سوار شتر از سماوه حركت كرديم در بين راه چون اغلب نقاط گلزار و باتلاق بود شتر هميشه مسافتى عقب مى افتاد و به خشونت و درشتگوئى مكارى42 سنّى مبتلا بودم تا اينكه برخورديم به جائى كه گل زياد بود شتر خوابيد و ديگر هر چه كرديم بر نخاست در اثر تعقيب در بلند كردن، لباسهايم گل آلود شد و فائد نكرد. ناچار مكارى هم توقف كرد تا لباسهايم را در آبى كه در آنجا بود بشويم. من از آنها كمى فاصله گرفتم براى برهنه شدن و شستن لباس، و فوق العاده مضطرب و حيران بودم كه عاقبت اين كار به كجا مى رسد. و آن وادى از جهت قُطّاع الطريق هم خطرناك بود. ناچار متوسل شدم به ولىّ عصر ـ أرواحنا فداه ـ ولى بيابان همواره تا حدّ بصر احدى پيدا نبود. بغتتاً ديدم جوانى نزديك من پيدا شده به سيد مهدى پسر سيد حسين كربلائى شباهت داشت (نظرم نيست كه فرمود دو نفر بودند يا همان يك نفر و نظرم نيست كدام سبقت به سلام كرديم) عرض كردم : شىِ اسمُك ؟

فرمود: سيد مهدى.

عرض كردم: ابن سيد حسين؟

فرمود: نه ابن سيد حسن.

عرض كردم: از كجا مى آئى؟

فرمود: از خضير (چون مقامى در آن بيابان بود به عنوان مقام خضر 7) من خيال كردم مى فرمايد از آن مقام آمدم. فرمود: چرا اينجا توقف كرده اى؟

شرح خوابيدن شتر و بيچارگى خود را عرض كردم. تشريف برد نزد شتر ديدم تا دست روى سر او گذارد، شتر برخاست ايستاد و آن حضرت با آن صحبت مى فرمايد و با انگشت سبابه، به طرف چپ و راست را به شتر نشان مى دهد، بعد تشريف آورد نزد من فرمود: ديگر چه كار دارى؟ عرض كردم: حوائجى دارم ولى فعلاً با اين حال اضطراب و نگرانى نمى توانم عرض كنم. جائى را معين فرمائيد تا با حواس جمع مشرف شده عرض كنم. فرمود: مسجد سهله، بغتتاً از نظرم غائب شد. آمدم نزد پدرم گفتم: اين شخص كه با من صحبت مى كرد كدام طرف رفت؟ (مى خواستم بفهمم اينها هم حضرت را ديده اند يا نه).

گفتند: احدى اينجا نيامد و تا چشم كار مى كند بيابان پيدا است.

گفتم: سوار شويد برويم.

گفتند: شتر را چه مى كنى؟

گفتم: امرش با من است، سوار شدند من هم سوار شتر شدم، شتر جلو افتاد و به عجله مى رفت، مسافتى از آنها جلو افتاد.

مكارى صدا زد ما با اين سرعت نمى توانيم بيائيم. غرض قضيه بر عكس سابق شد مكارى تعجب كنان گفت: چه شد اين شتر همان شتر است و راه همان راه؟

گفتم سريا است در اين امر ناگهان نهر بزرگى سر راه پيدا شد، من باز متحيّر شدم كه با اين آب چه كنيم تا فكر مى كردم شتر رفت ميان نهر متصل به طرف راست و چپ مى رفت، مكارى و پدرم لب آب رسيدند، فرياد زدند: كجا مى روى غرق مى شوى، اين آب قابل عبور نيست. ولى چون ديدند من با كمال سرعت با شتر مى روم و طورى هم نيست، جرأت كردند، گفتم: از اين راهى كه شتر مى رود به طرف چپ و راست همانطور بيائيد آنها هم آمدند و به سلامت از آب عبور كرديم. من متذكر شدم كه آن وقتى كه حضرت انگشت سبابه به طرف راست و چپ حركت مى داد اين آب را اشاره مى فرمود.

خلاصه، آمديم شب وارد شديم بر جمعى كوچ نشين، آنجا منزل كرديم.

همه آنها با تعجب از مامى پرسيدند از كجا مى آئيد؟

گفتيم از سماوه.

گفتند پل خراب شده و راهى نيست مگر كسى با طراده از اين آب عبور كند.

و از همه بيشتر مكارى متحيّر مانده بود گفت: بگو بدانم چه سرّى در اين كار بود؟

گفتم: من آنجا كه شتر خوابيد به امام دوازدهم شيعيان متوسل شدم آن حضرت تشريف آورد و اين مشكلات را حلّ نمود (نظرم نيست كه گفت: او و آن جماعت مستبصر شدند يا نه).

غرض به همان حال آمديم تا چند فرسخى نجف اشرف، باز شتر خوابيد. سرم را نزديك گوش او بردم گفتم: تو مأمورى ما را به كوفه برسانى. تا اين كلمه را گفتم، برخاست و به راه ادامه داد. در خانه در كوفه زانو به زمين زد. من هم او را نه فروختم و نه كشتم تا مرد. روزها مى رفت در بيابان كوفه چرا و شبها در خانه مى خوابيد.

بعد به ايشان عرض كردم: در مسجد سهله خدمت آن بزرگوار مشرف شديد؟

فرمود: بلى. ولى در گفتن شرح او مجاز نيستم. ملتمس دعا هستم. اقل، آقا امام سدهى».

دوم ـ معجزه شفا يافتن همسر محترمه عالم جليل و فاضل بزرگوار، جناب آقاى آقا شيخ محمد متقى همدانى ـ سلمه الله تعالى ـ است كه از فضلات همدانيهاى حوزه علميه قم و به تقوا و طهارت نفس معروف و خود اينجانب سالها است ايشان را به ديانت و اخلاق حميده مى شناسم. چندى پيش اين معجزه را شفاهاً و سپس كتباً براى حقير مرقوم داشته بودند كه چون فراموشم شده است كه آن نوشته را كجا گذاشته ام مجدداً از ايشان خواستم و ايشان هم فتوكپى شرحى را كه در آخر كتاب مستطاب نجم الثاقب نوشته اند فرستادند كه عين متن آن در اينجا نقل مى شود:

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على محمد وآله الطاهرين ولعنة الله على أعدائهم وظالميهم ومنكري فضائلهم ومناقبهم الى قيام يوم آمين رب العالمين .

مناسب ديدم توسلى را كه به حضرت بقية الله فى الارضين حجة ابن الحسن العسكرى نموده و توجهى كه آن جناب فرمودند ذكر نمايم چون موضوع كتاب در اثبات وجود آن حضرت است از طريق معجزات و خرق عادات.

روز دو شنبه هجدهم ماه صفر از سال هزار و سيصد و نود و هفت، مهمى پيش آمد كه سخت مرا و صدها نفر ديگر را نگران نمود. يعنى همسر اينجانب (محمد متقى همدانى) در اثر غم و اندوه و گريه و زارى دو سال كه از داغ دو جوان خود كه در يك لحظه در كوههاى شميران جان سپردند، در اين روز مبتلا به سكته ناقص شدند. البته طبق دستور دكترها مشغول به معالجه و مداوا شديم ولى نتيجه اى به دست نيامد. تا شب جمعه 22 ماه صفر يعنى چهار روز بعد از حادثه سكته، شب جمعه تقريباً ساعت يازده رفتم در غرفه خود استراحت كنم. پس از تلاوت چند آيه از كلام الله و خواندن دعائى مختصر از دعاهاى شب جمعه از خداوند تعالى خواستم كه امام زمان حجة ابن الحسن ـ صلوات الله عليه وعلى آبائه المعصومين ـ را مأذون فرمايد كه به داد ما برسد و جهت اينكه متوسل به آن بزرگوار شدم و از خداوند ـ تبارك و تعالى ـ مستقيماً حاجت خود را نخواستم اين بود كه تقريباً از يك ماه قبل از اين حادثه دختر كوچكم فاطمه از من خواهش مى كرد كه من قصه ها و داستانهاى كسانى كه مورد عنايت حضرت بقية الله ـ روحى وارواح العالمين له الفداء ـ قرار گرفته و مشمول عواطف و احسان آن مولا شده اند را براى او بخوانم، من هم خواهش اين دخترك ده ساله را پذيرفتم و كتاب نجم الثاقب حاجى نورى را براى او خواندم. در ضمن من هم به اين فكر افتادم كه مانند صدها نفر ديگر چرا متوسل به حجت منتظر امام ثانى عشر ـ عليه سلام الله الملك الاكبر ـ نشوم. لذا همانطور كه در بالا تذكر دادم، در حدود ساعت يازده شب به آن بزرگوار متوسّل شدم و با دلى پر از اندوه و چشمى گريان به خواب رفتم، ساعت چهار بعد از نيمه شب جمعه طبق معمول بيدار شدم، ناگاه احساس كردم از اطاق پائين كه مريض سكته كرده ما آنجا بود صداى همهمه مى آيد سر و صدا قدرى بيشتر شد و ساكت شدند و ساعت پنج و نيم كه آن روزها اول اذان صبح بود به قصد وضو آمدم پائين ناگهان ديدم صبيه بزرگم كه معمولاً در اين وقت در خواب بود بيدار و غرق در نشاط و سرور است تا چشمش به من افتاد گفت: آقا مژده بدهم؟

گفتم: چه خبر است؟ من گمان كردم خواهرم خواهرم يا برادرم از همدان آمده اند.

گفت: بشارت، مادرم را شفا دادند. گفتم: كى شفا داد؟

گفت: مادرم چهار ساعت بعد از نيمه شب با صداى بلند و شتاب و اضطراب ما را بيدار كرد، چون براى مراقبت مريض دختر و برادرش حاج مهدى و خواهر زاده اش مهندس غفارى كه اين دو نفر اخيراً از تهران آمده بودند تا مريضه را براى معالجه به تهران ببرند، اين سه نفر در اطاق مريض بودند كه ناگهان داد و فرياد مريضه كه مى گفت: برخيزيد آقا را بدرقه كنيد برخيزيد آقا را بدرقه كنيد. مى بيند كه تا اينها از خواب برخيزند آقا رفته، خودش كه چهار روز بود نمى توانست حركت كند از جا مى پرد دنبال آقا تا دم در حياط مى رود. دخترش كه مراقب حال مادر بود در اثر سر و صداى مادر كه آقا را بدرقه كنيد بيدار شده بود دنبال مادر تا دم در حياط مى رود تا ببيند كه مادرش كجا مى رود، دم درب حياط مريضه به خود مى آيد ولى نمى تواند باور كند كه خودش تا اينجا آمده از دخترش زهرا مى پرسد كه زهرا من خواب مى بينم يا بيدارم؟

دخترش پاسخ مى دهد كه مادر جان ترا شفا دادند. آقا كجا بود كه مى گفتى آقا را بدرقه كنيد، ما كسى را نديديم؟

مادر مى گويد: آقاى بزرگوارى در زىّ اهل علم، سيد عالى قدرى كه خيلى جوان نبود، پير هم نبود به بالين من آمد گفت: برخيز خدا تو را شفا داد.

گفتم: نمى توانم برخيزم.

با لحنى تندتر فرمود: شفا يافتى برخيز.

من از مهابت آن بزرگوار برخاستم.

فرمود: تو شفا يافتى ديگر دوا نخور و گريه هم مكن.

و چون خواست از اطاق بيرون رود، من شما را بيدار كردم كه او را بدرقه كنيد. ولى ديدم شما دير جنبيديد خودم از جا برخاستم و دنبال آقا رفتم.

بحمد الله تعالى پس از اين توجه و عنايت، حال مريضه فوراً بهبود يافت و چشم راستش كه در اثر سكته غبار آورده بود بر طرف شد. پس از چهار روز كه اصلاً ميل به غذا نداشت در همان لحظه گفت: گرسنه ام براى من غذا بياوريد. يك ليوان شير كه در منزل بود به او دادند با كمال ميل تناول نمود رنگ رويش به جا آمد و در اثر فرمان آن حضرت كه گريه مكن، غم و اندوه از دلش برطرف شد و ضمناً خانم مذكوره از پنج سال قبل رماتيسم داشت از لطف حضرت 7 شفا يافت با آنكه اطباء نتوانسته بودند معالجه كنند.

ناگفته نماند كه در ايام فاطميّه، در منزل، مجلسى به عنوان شكرانه اين نعمت عُظمى منعقد كرديم. جناب آقاى دكتر دنشور كه يكى از دكترهاى معالج اين بانو بود، شفا يافتن او را برايش شرح دادم، دكتر اظهار فرمود: آن مرض سكته كه من ديدم از راه عادى قابل معالجه نبود مگر آنكه از طريق خرق عادات و اعجاز شفا يابد. الحمد لله رب العالمين وصلى الله على محمد وآله المعصومين لا سيما امام العصر وناموس الدهر ، قطب دايره امكان سرور و سالار انس و جان، صاحب زمين و زمان، مالك رقاب جهانيان، حجة بن الحسن العسكرى ـ صلوات الله وسلامه عليه و على آبائه المعصومين الى قيام يوم الدين ـ ابن محمد تقى متقى همدانى».

سوم ـ حكايت بسيار عجيب تشرف عالم جليل و سيد بزرگوار، مرحوم آقا سيد حسين حائرى است و آن را مرحوم عالم فاضل زاهد، صاحب تأليفات بسيار، حاج شيخ على اكبر نهاوندى در كتاب «العبقرى الحسان فى احوال مولانا صاحب العصر والزمان 7» نقل فرموده و بعضى ديگر از بزرگان و موثّقين از او نقل نموده اند. چون حكايت، مفصل و طولانى است علاقمندان، به آن كتاب مراجعه نمايند. علامه نهاوندى مذكور صاحب مكاشفه مهمّى است كه بر عظمت مقام استاد ما مرحوم زعيم عاليقدر آيت الله بروجردى 1 و اينكه مشمول عنايات غيبى و توجهات ائمه : بوده اند دارد، چنانكه در داستانهاى شگفت نيز حكايتى ذكر شده كه دلالت بر اين دارد كه ايشان به حق داراى مقام نيابت عامّه بوده اند و همچنين حكايت تشرّف مرحوم فاضل كامل آقا شيخ احمد فقيهى قمى نيز دلالت بر تقدير از موضع ايشان دارد كه از شرح اين حكايات چون موجب طولانى شدن كلام مى شود خود دارى شد.

چهارم ـ حكايت و معجزه اى است كه مؤلف «بشارت ظهور» بدون واسطه احدى آن را نقل نموده است. اين حكايت نيز دلالت بر شفاى مريضه اى در شب مبارك نيمه شعبان دارد كه به بيمارى صعب العلاجى كه اطباى حاذق از معالجه عاجز شده و حتى به اطباى خارجى نيز مراجعه كرده بودند، مبتلا بوده است كه چون كتاب «بشارت ظهور» چاپ شده و نسخه حقير را هم در حال نوشتن اين رساله براى نمايشگاه كتاب گرفته اند، علاقمندان را به خود آن كتاب ارجاع مى دهم كه حتماً اين حكايت و معجزه را كه از دلائل صحت مذهب است مطالعه فرمايند.

پنجم و ششم و هفتم و هشتم ـ معجزاتى است كه در ضمن حكايت 23 و 34 و 83 و 108 كتاب «داستانهاى شگفت تاريخ» عالم و شهيد عالى قدر آقاى دستغيب شيرازى 1 مذكور است.

نهم ـ عالم عالى مقام آيت الله حائرى دامت بركاته در كتابى كه متضمن وقايع و معجزاتى از ائمه طاهرين : و بعضى رؤياهاى صادق است، در ارتباط با موضوع تشرّف به محضر حضرت، بعضى حكايات را نقل كرده اند كه هر كدام شواهد محكم بر وجود امام 7 است.

و بالاخره دهمين حكايتى كه در اينجا به آن اشاره مى نمائيم، حكايت مربوط به مسجدى است كه در ابتداى شهر مقدس قم (جاده تهران) در سمت چپ كسى كه وارد شهر مى شود ساخته شد و به نام مسجد امام حسن مجتبى 7 ناميده شده است. اين حكايت را كه خود حقير بدون واسطه از صاحب آن شنيده ام و نوار آن هم موجود است، در پاورقى كتاب «پاسخ به ده پرسش» نقل كرده ام. از اينگونه حكايات و شواهد و مؤيدات (اگر در مقام پرسش و ضبط برآئيم) بسيار است كه حد اقل همه دلالت بر وجود آن حضرت و مداخله ايشان در امور (در حدى كه مصلحت است) دارند. اميد است خداوند متعال توفيق درك اينگونه سعادت ها را به همه مشتاقان حقيقى و منتظران واقعى عطا فرمايد.

اى زيب ده عالم مجموعه زيبائى سر حلقه جنّ و انس سر دفتر دانائى

در پرده غيبت چند، اى مهر جهان پائى اى پادشه خوبان داد از غم تنهائى

دل بى تو به جان آمد وقت است كه باز آيى

اميد وصال تو يا دوست جوانم كرد عشق تو مرا فارغ از هر دو جهانم كرد

باز آكه فراق تو بى تاب و توانم كرد مشتاقى ومهجورى دور ازتو چنانم كرد

كز دست بخواهد شد پايان شكيبائى

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
چهارشنبه دهم اسفند 1384 ساعت 17:0

 

خوانده ام  در نگه  جاده  كه  خواهي  آمد

به دل خسته ام افتاده كه خواهي آمد

باز  گردي  اگر اين بار  رهايت   نكنم

لحظه مرگ هم از خويش جدايت نكنم

تو  مي ﺁيي كه بني  ساعده  خنجر  نكشد

سر سجاده  كسي  تير  به حيدر نكشد

تو می آیی که جنون کشته عصیان نشود

همه   شبهای دلم شام  غریبان  نشود

تو به خون خواهی آن مرد بطوفان می خواند

برسرنیزه درآن مرحله قرآن می خواند

در نبود تومبادا که بما نیم از عشق

برسرنیزه کفار نخوانیم  از  عشق

می رسی  سلطنت باد فرو  می ریزد

وز تو کاخ   ستم   آباد فرو می ریزد

 

باز گرد ای همه عشق که ما منتظریم

باز گرد ای همه عشق که ما منتظریم

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
چهارشنبه دهم اسفند 1384 ساعت 16:45
فرا رسیدن ماه صفر را به آقا امام عصر و الزمان و همه شیعیان جهان

و مقام معظم رهبری تسلیت عرض مینمائیم. 

 

 

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
چهارشنبه دهم اسفند 1384 ساعت 16:4

........................الوداع................................

الوداع روز عشق بازي ! 

 خدانگه دار ديدن يار ديدن محبوب دل شكسته قافله سالار كربلا !

 الوداع روز گفتن آخرين حرفها در اين دنيا !

 الوداع نماز ظهر عاشورا

 خداحافظ  روزفريادها ! 

الوداع روز غم روز سيراب شدن طفل كربلا!

خدانگهدار روز فريادهاي اسلام با العطش طفل سه ساله صحرا نينوا... 

 ***********************************

اين فريادها است كه تا به امروز مانده است ما مي شنويم

و براي همين فريادها بر سر و روي خود مي زنيم......

 زيرا :

هر سال و ماه و هفته و روزم محرم است

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست!

زیرا:

هر سال و ماه و هفته و روزم محرم است

 

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
چهارشنبه دهم اسفند 1384 ساعت 15:31

 

سخنى پيرامون زيارت سيدالشهدا (ع)

زيارت ائمه اطهار بركات زيادي دارد كه بر هيچ كس پوشيده نيست از جمله زيارت امام حسين (ع) كه بسيار سفارش شده است و زيارت بر سه نوع است يكي رفتن به مرقد اين بزرگواران دوم زيارت از راه دور كه همانا خواندن زيارتنامه در منزل يا جاي ديگراست و سومين مورد زيارت امام زادگان به نيت ريارت ائمه اطهار و اما اين زيارتها ثمراتي هم دارند كه بخاطر ايام محرم به برخي از بركات زيارت امام حسين (ع) اشاره مي شود

1- آرامش بخشيدن به زائر

قبل از آنكه به آثار و بركاتى كه برگرفته از روايات اسلامى است اشاره كنيم ، اين نكته لازم به ذكر است كه زيارت مرقد شريف امام حسين (ع) مانند ساير ائمه ، به مردمان و زيارت كنندگانش ، نوعى آرامش و اطمينان مى‏بخشد . در اين عصر كه انسان را موجودى مضطرب مى نامند، و پيوسته دست به گريبان با پديده‏هايى چون ترديد، ناكامى، تشويش، ترس و ناسازگارى با محيط و زندگى ماشينى و محروميت و جنگ و حتى كنار نيامدن بإ؛--ّّ خود است، و هر روز شاهد كاهشها و فرسايشها است و نمى تواند از اضطراب در امان بماند ، اين زيارت مرقد مردان خدا و پيشوايان دين است كه به انسان آرامش خاطر مى دهد.
در زيارت يك نوع كشش و نياز الزام آورى انسان را وا مى‏دارد كه فشارها و فريادهاى درونى را از راهى خارج كند . زائر آن مرقد شريف در پرتو دعا و گفتگو با پاكان و استمداد از ارواح پاك مقربان درگاه الهى، نيرو گرفته و نابسامانيها را با توسل بدانها برخود هموار مى سازند ، و خستگى‏ها و فشارهاى وارد بر روان ، و نيز اضطرابها و يأسها را از خودمى زدايند و به آرامش و اطمينانى براى ادامه زندگى دست مى‏يابند.

2- در امان خدا بودن

به امام صادق (ع) عرض كردند: كمترين اثرى كه براى زائر قبر امام حسين (ع) چيست؟ فرمود: «كمترين تأثيرش اين است كه خداوند متعال، او و خانواده و مالش را حفظ مى كند تا به سوى اهل خويش برگردد ،و چون روز قيامت فرا رسد، خداوند حافظ او خواهدبود

3- زائر خدا محسوب شدن

زيد بن شحام گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم : براى زائر قبر امام حسين (ع) چه مى‏باشد؟ فرمود: «همانند كسى است كه خدا را در عرش ديدار نموده باشد». گفتم: براى كسى كه يكى از شما را زيارت كند چه مى‏باشد؟ فرمود: «همانند كسى است كه رسول خدا (ص) را زيارت نموده است »

4- برآورده شدن حاجات و دفع پريشانى

امام صادق (ع) فرمود: «همانا نزد شما قبرى است كه هيچ فرد پريشانى نزد آن نمى‏آيد مگر آنكه خداوند از او دفع پريشانى نمايد و حاجتش را برآورد» و نيز به ابوصباح كنانى فرمود: «همانا نزد شما قبرى است كه هيچ فرد پريشانى نزد آن نمى‏رود مگر آنكه خداوند از او پريشانى را دفع نموده و حاجتش را برآورده مى نمايد، و همانا نزد او چهار هزار فرشته هستند كه از هنگام شهادتش آشفته و غم آلود تا روز قيامت بر او مى‏گريند. هر كس او را زيارت كند، وى را تا خانه‏اش بدرقه مى‏كنند، و هر كه مريض شود به عيادتش مى‏روند، و هر كه بميرد جنازه‏اش را تشييع مى‏كنند

5- زيادتى در عمر و رزق

امام باقر (ع) فرموده است : «شيعيان ما را به زيارت قبر حسين (ع) امر كنيد ، زيرا زيارت او موجب فزونى در رزق و طول عمر و دفع بلايا و ناگواريها مى‏شود »

6- آمرزش گناهان

امام صادق (ع) فرمود: «هر كس حسين (ع) را زيارت كند در حاليكه عارف به حق او بوده و به امامتش اقرار داشته باشد خداى سبحان ،گناهان گذشته و آينده‏اش را مى‏آمرزد»
و جابر جعفى در ضمن يك حديث طولانى از امام صادق (ع) روايت كرده است كه فرمود: «چون از نزد قبر حسين (ع) بازگشتى ، ندا كننده‏اى تو را ندا مى‏دهد كه اگر آن را مى‏شنيدى ، تمام عمر را نزد قبر شريف حسين (ع) اقامت مى‏گزيدى. آن منادى گويد:خوشا به حال تو اى بنده خدا كه سود فراوان بردى و به سلامت (در دين ) دست يافتى. عمل از سربگير كه گناهان گذشته‏ات آمورزيده شد»

7- محسوب نشدن ايام زيارت از عمر زائر

امام صادق (ع) فرمود: «همانا ايام زيارت زائران حسين بن على (ع) از عمرشان محسوب نگشته و جزء حياتشان به شمار مى‏آيد»

8- حفاظت زائر در دنيا و آخرت

عبدالله بن هلال به امام صادق (ع) عرض كرد: فدايت شوم، كمترين نصيبى كه زائر امام حسين (ع) دارد، چيست ؟ فرمود: «اى عبد الله، كمترين چيزى كه براى او مى‏باشد، اين است كه خداوند او و خانواده‏اش را حفظ مى كند تا وى را به سوى خانواده‏اش باز گرداند، و چون روز قيامت فرا رسد، خداوند حافظ او مى‏باشد»

9- عنايت و توجه سيدالشهدا (ع)

امام صادق (ع) فرمود: «حسين در نزد پروردگارش ... به زائرانش نظر مى كند . او نگاه مى كند كه چه كسى براى آن حضرت گريه مى كند، پس براى او طلب آمرزش كرده و پدرانش را مى‏خواند تا براى آن زائر دعا كرده و طلب آمرزش و مغفرت نمايند. سپس امام (حسين) مى فرمايد: اگر زائر من مى‏دانست كه خدا چه چيزى براى او عطا مى فرمايد شادى او بيشتر از جزع و بى‏تابى وى مى‏گرديد»
و امام حسين (ع) فرمود: «هر كس مرا در زندگانيش زيارت كند، پس از مرگش بازديدش خواهم كرد»

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
چهارشنبه دهم اسفند 1384 ساعت 15:28

كرامات 

اقاي موسوي خسروي در كتاب پند تاريخ نقل مي فرمايد : روز قيامت اعمال بنده را مي سنجند كارهاي نيك در يك طرف و كارهاي بد در طرف ديگر پس از بررسي اعمال زشت او بيشتر از اعمال خوب او مي شود ملائكه مي خواهند او را به جهنم ببرند خطاب مي رسد نگاه داريد اين بنده من عملي داشته است كه در نزد من است و شما از ان خبر نداريد عمل او اين است كه هر وقت اب مي نوشيد يادي از تشنگي اولاد پيغمبر حسين ابن علي (ع) مي كرده است و بر ستمگران او لعنت مي نموده  وقتي آن را در طرف كردار نيك قرار مي دهند حسناتش زيادتي پيدا مي كند بر كردار زشتش

تمامي مطالب اين قسمت از كتاب كرامات الحسينيه نوشته شيخ علي مير خلف زاده

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
چهارشنبه دهم اسفند 1384 ساعت 15:20

وصيت امام حسين(ع) به محمد بن حنفيه

امام حسين(ع) از مدينه خارج مي شد. محمد بن حنفيه كه از قصد امام آگاه بود, خدمت امام رسيد و شروع به سخن كرد. او بعد از شمارش فضايل امام و اظهار اطاعت خود از آن حضرت از سر خيرخواهي سفارشاتي به ايشان كرد. پس از سفارشات او, امام براي او دعا كرد و بدين گونه از خيرخواهي برادر تشكر كرد

و فرمود : اكنون به سوي مكه عازم شده ام و آماده اين سفرم و برادران و شيعيان خود را همراه مي برم و اگر تو مي خواهي در مكه بمان و از جانب من مراقب باش و آنچه را كه رخ مي دهد برايم بنويس. سپس امام كاغذ و دوات خواست و نامه اي به اين مضمون براي محمد نوشت :

بسم الله الرحمن الرحيم

اين وصيت حسين بن علي بن ابي طالب به برادرش محمد است. حسين بن علي شهادت مي دهد كه معبودي جز خدا نيست, يگانه واحد است و شريكي ندارد و شهادت مي دهم كه محمد بنده و رسول اوست و شهادت مي دهم كه بهشت و جهنم حق است.

من نه از روي سركشي و طغيان خارج شدم و نه از روي خوشي فراوان و نه براي فساد و ظلم, بلكه براي اصلاح امت جدم محمد(ص) خارج شدم و مخي خواهم امر به معروف و نهي از منكر كنم و مطابق سيره ي جدم محمد(ص) و روش پدرم علي(ع) عمل كنم. پس هر كه مرا به حق و راستي قبول كند خداوند سزاوارتر به حق است و هر كه مرا قبول نكند صبر مي كنم تا خداوند بين من و

او به حق حكم كند و او بهترين حكم كنندگان است.

اين است وصيت من به تو اي برادرم و موفقيت براي من نيست مگر به دست خدا,

به او توكل مي كنم و به سوي او انبه مي نمايم. سلام بر تو و هر كس كه دنباله رو هدايت است. (و لا حول و لا قوة الا با لله العلي العظيم)

سرانجام در شب 28 رجب 60 هجري قمري امام با فرزندان و برادران و اهل بيت خود راهي مكه شد و اين آيه ي شريفه را تلاوت مي فرمود:

(فخرج منها خائفا يتقرب قال رب نجني من القوم الظالمين)

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
چهارشنبه دهم اسفند 1384 ساعت 15:3
سلام

 

اینم یه غلام قمر دیگه 

::::::www.Gallery.Sare2008.com:::::

 

بهشون خوش آمد میگیم و براشون دعا میکنیم که همیشه عمر در زیر سایه

 

آقا قمر بنی هاشم سلامت باشند

 

از اینجا مشرف شوید

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
چهارشنبه دهم اسفند 1384 ساعت 1:55

ما فکر می کرديم قمه زنی فقط مال ايرانی هاست. تصوير فوق يه تايوانی است که به خلصه رفته و يه

 

کاری می کنه که اگه ما بکنيم ميگن قمه زده!

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
یکشنبه هفتم اسفند 1384 ساعت 2:27
تيم امنيتي دلتا در اقدامي جديد و به نشانه اعتراض شديد به اقدامات اخير دانمارك و توهين به حضرت محمد (ص) اقدام به حمله به يكي از سايت ها اصلي كه در ان كاريكاتور قرار داده شده بود نمود. آدرس این سایت http://www.g-p-c.dk می باشد.
به گزارش بخش خبر شبکه فن آوری اطلاعات ایران، ظاهرا در این اقدام تلافی جویانه، كل اطلاعات موجود در سايت به همراه back upهای قابل استفاده توسط این تیم حذف شده است.
هم اکنون لیست برخی از لینک های قبلی موجود در سایت فوق از طریق گوگل قابل مشاهده می باشد:
http://www.google.com/search?q=site:g-p-c.dk&hl=fa&lr=&start=10&sa=N

همچنين این تیم اذعان داشت که در هفته اتي پروژه بسيار سنگيني عليه كشور دانمارك صورت خواهد گرفت. اين حمله توسط مدير تيم بنام farzadtrojan صورت گرفته است.

لينك سايت هك شده :
http://www.g-p-c.dk
لينك تائيد حمله از طرف zone-h
http://www.zone-h.org/en/defacements/mirror/id=3312888
نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
یکشنبه هفتم اسفند 1384 ساعت 1:59
 

سلمان فارسی

مرقد سلمان فارسي هم تخريب شد

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
جمعه پنجم اسفند 1384 ساعت 1:21

 

آجَرَکَ الله(جل جلاله) یا بَقیَُّهَ الله(روحی فداک)

 

السلام علیک یا امام علی النقی(ع)

 

السلام علیک یا امام علی النقی(ع)

 

السلام علیک یا امام علی النقی(ع)

 

السلام علیک یا امام علی النقی(ع)

 

السلام علیک یا امام علی النقی(ع)

منبع خبر

انا مجنون الحسین ع

 

 

 

پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت هتك حرمت حرم مطهر حضرات عسكریین علیهماالسلام

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

دست تبهكار و به خون آلوده‌ی جنایتكاران سیه‌دل، امروز فاجعه‌ای بزرگ آفرید و در تجاوز به حریم مقدسات دینی، مرتكب گناهی دیگر شد.

حرم مطهر حضرت امام هادی و حضرت امام عسكری علیهماالسلام مورد اهانت و تخریب قرار گرفت و داغی سنگین بر دل شیعیان و همه‌ی مسلمانان ارادتمند به اهل بیت علیهم السلام نهاد. این جنایت كه احتمالاً عوامل اجرایی آن از متعصبان متحجر و مزدوران بدبخت و غافل انتخاب شده اند، بی شك به وسیله ی تصمیم گیرانی توطئه گر و با نیات خبیث شیطانی طراحی شده است. این یك جنایت سیاسی است و سررشته‌ی آن را باید در سازمانهای اطلاعاتی اشغالگران عراق و صهیونیستها جستجو كرد. قدرتهای سلطه‌گر كه اوضاع سیاسی و اجتماعی عراق را با هدفهای سیطره جویانه‌ی خود در تضاد می بینند، نقشه های شومی در سر می پرورانند كه تشدید ناامنی و ایجاد اختلافهای مذهبی از جمله ی آنهاست.

جنایت امروز در سامراء، برگ دیگری بر پرونده‌ی سیه كاریهای اشغالگران عراق افزود. حرم مطهر حضرات عسكریین علیهماالسلام بار دیگر به همت عاشقانه‌ی ارادتمندان اهل بیت علیهم السلام، با شكوه‌تر از گذشته قامت خواهد افراشت ان‌شاءالله. ولی این جنایت بر پیشانی دشمنان اسلام و مسلمین لكه‌ی سیاه دیگری ثبت كرد كه تا مدتهای مدید پاك نخواهد شد.

اینجانب ضمن تسلیت به ساحت پیامبر مكرم اسلام صلی الله علیه و آله و به پیشگاه حضرت بقیه الله ارواحنا فداه، به خاطر این حادثه‌ی فاجعه بار، به عموم شیعیان در سراسر جهان و به همه‌ی مسلمانان غیور و آگاه و ارادتمندان به خاندان مطهر رسول خدا علیه و علیهم السلام، تسلیت عرض می كنم و یك هفته در كشور عزای عمومی اعلام می‌نمایم. لازم می‌دانم مؤكداً از مردم عزادار در ایران و عراق و سایر نقاط جهان درخواست كنم كه از هرگونه عملی كه به تعارض و دشمنی برادران مسلمان می انجامد جدا پرهیز كنند. یقیناً دستهایی در كار است كه شیعیان را به تعرض به مساجد و مكانهای مورد احترام اهل سنت وادار كند. هرگونه اقدامی در این جهت كمك به مقاصد دشمنان اسلام و دشمنان ملتهای مسلمان و شرعاً حرام است.

والسلام علی عبادالله الصالحین
سیدعلی خامنه‌ای
3 / اسفند ماه / 1384

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
پنجشنبه چهارم اسفند 1384 ساعت 2:14

آجرک الله یا صاحب الزمان

حمله تروریستی به حرم مقدس امامین عسکریین(علیهما السلام) وتخریب گنبد حرم مطهر را به حضرت ولی الله الاعظم امامنا المهدی(عج)  مقام معظم رهبری شیفتگان عاشقان و دیوانگان اهل بیت(علیهم السلام)تسلیت عرض می نمائیم.

لینک اخبار از سامرا 

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
دوشنبه یکم اسفند 1384 ساعت 3:2

                                       هيهات من الذله

 

        مسلمان بپا خیز

 

                              هوشیار باش که فتنه درکمین است 

 

 

دیگر بار هوشیارانه هم صدا و هم دل میشویم واین بار

 

برای دفاع از حرمت خون امام حسین دست یاری میدهیم

 

باز هم توهین .........

 

این بار به خون خدا حسین ابن علی(ع)

 

همه با هم هم صدا و هم دل

 

به این وبلاگ اعتراض کرده و از بلوگفا خواستار بسته شدن

 

هر چه سریعتر این وبلاگ ضد اسلامی میشویم.

 

آدرس اعتراض به  بلوگفا:

 

  http://blogfa.com/About/ContactUs.aspx

 

آدرس وبلاگ مورد نظر:

 

 

http://vohooman.blogfa.com

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |