تبليغاتX

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
اهل بیت ( یادمون نره آگه امام حسین (ع) نبود عباس (ع) معنی نداشت)
شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 ساعت 6:38

گروه بين‌الملل: تيری هانری، مهاجم تيم ملی فرانسه و باشگاه آرسنال انگلستان دين اسلام را برگزيد.

به گزارش خبرگزاری قرانی ايران(ايكنا)به نقل از”baladi.net “به گفته منابع موثق انگلستان، آنچه مسلم است و مطبوعات فرانسوی نيز بر آن صحه مي‌گذارند، اين نكته است كه هانری در مراسم مذهبی مسلمانان در مساجد لندن شركت می كند، هيچگاه مشروبات الكلی نمی نوشد و هنگام شادی نيز پس از به ثمر رساندن گل هرگز مانند مسيحيان، علامت صليب ترسيم نمی كند. او با نيكولا آنلكا، كه يك بازيكن مسلمان فرانسوی است نيز رابطۀ بسيار نزديكی دارد.

منابع بريتانيايی اطمينان می دهند كه هانری ،آنلكا را در زمان سفرش به مكه همراهی كرده است. نشانه های ديگری نيز وجود دارد كه نظر اين منابع خبری را باور پذير می كنند.

هانری همواره از جوانان حومه نشين و بويژه از عقايد اسلامی آنها دفاع كرده است و اين يك واقعيت است كه او پس از گلی كه در يك مسابقه به همراه تيم ملی فرانسه به ثمر رساند، همانند مسلمانان به سجده افتاد.

گفتنی است كه اين منابع همچنين اظهار می دارند كه زين الدين زيدان نيز در آينده ای نزديك برای انجام حج عمره به مكه سفر خواهد كرد.

تيری هانری، مهاجم تيم ملی فرانسه و باشگاه آرسنال انگلستان دين اسلام را برگزيد.

 نقل از خبرگزاری قرآنی ایران

لینک خبر از خبرگزاری قرآنی ایران

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 ساعت 20:42
سلام

 باز هم غلام قمری دیگر

 

واین بار  قلم استاد حسین شیردل

 

افتخاری برای وبلاگ غلام قمر

 

دو برادر یکی اینجا و دیگری در این وبلاگ: مخفیگاه

(چند روز دیگر  بروز رسانی میشود)

این وبلاگ را  از دست ندهید: مخفیگاه

 

 

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 ساعت 20:33
یاخلاق

آقا این مشک پاره کجا است

گفتم میتوانم به همین راحتیها همین نزدیکیها

 کنار رودی که تو را دیده اجازه دیدار بگیرم

اما سرگمی ما این نبود

 که تو را نتوان دید بازو به بازو جوابی نگرفت و راه را طی کرد.

تو کجا من کجا

کنار رودی که نشانی از تو داشته باشد.

 راستی این مشک پاره کجا است.

 دلیل ماندن من به حرف  شاید تو باشی

 اما به عمل هجای قافیه بند شده بین من و تو به حتم نه شاید یکی ......

 بیا به من اجازه بده که نماز نیت بدل از گناه خود را کنار رود نه کنار تو نمی دانم

 کنار آن مشک پاره نخوانم. 

 دل به عروض چشمهای تو ببندم و مناجات هزار صخیفه را

 که برای مرزبانان تکرار قوافی ذهن تو است جاری کنم.

و حسین (ع) سر برادر به دامن گرفته می بیند که مشک برادر در زیر پاها......

 

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 ساعت 20:11
                                        

        فرا رسیدن ایام فاطمیه تسلیت باد

 

                                       

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 ساعت 20:7

 

در سال چهارم ه.ق حضرت رسول اکرم (ص)  فدک را به حضرت فاطمه زهرا (س) هبه کردند. « فدک ‏»، سرزمین آباد و حاصل‏خیزى بود که در نزدیکى ‏«خیبر» قرار داشت و فاصله آن با مدینه، در حدود یکصد و چهل کیلومتر بود که پس از دژهاى خیبر، نقطه اتکاء یهودیان حجاز به شمار مى‏رفت.

سپاه اسلام، پس از آنکه یهودیان را در «خیبر» و «وادى القرى‏» و «تیما» در هم شکست، خلأى را که در شمال مدینه احساس مى‏شد، با نیروى نظامى اسلام پر نمود و بدين وسيله به قدرتهاى یهودى در این سرزمین که براى اسلام و مسلمانان کانون خطر و تحریک بر ضد اسلام به شمار مى‏رفتند؛ پایان دادند. سرزمینهائى که در اسلام به وسیله جنگ و قدرت نظامى گرفته مى‏شود، متعلق به عموم مسلمانان است، و اداره آن به دست فرمانرواى اسلام مى‏باشد، ولى سرزمینى که بدون هجوم نظامى و اعزام نیرو به دست مسلمانان مى‏افتد، مربوط به شخص پیامبر و امام پس از وى مى‏باشد و اختیار این نوع سرزمینها با او است. مى‏تواند آن را ببخشد، مى‏تواند اجاره دهد. یکى از آن موارد اینست که از این املاک و اموال، نیازمندیهاى مشروع نزدیکان خود را به شکل آبرومندى برطرف سازد. «یوشع بن نون‏» که ریاست منطقه فدک را بر عهده داشت، صلح و تسلیم را بر نبرد ترجیح داد و تعهد کرد که نیمى از حاصل را هر سال در اختیار پیامبر اسلام بگذارد و از این پس، زیر لواى اسلام زندگى کند و بر ضد مسلمانان دست‏ به توطئه نزند و در قبال آن حکومت اسلامی امنیت منطقه آنها را تامین نماید. پیامبر گرامی «فدک‏» را به دختر گرامى خود حضرت زهرا «س‏» بخشید. منظور از بخشیدن این ملک- چنانکه قرائن گواهى مى‏دهد-دو چیز بود:

:: زمامدارى مسلمانان پس از درگذشت پیامبر اسلام طبق تصریح مکرر پیامبر، با امیرمؤمنان بود و چنین مقام و منصبى به هزینه سنگینى نیاز دارد. على‏«ع‏» براى حفظ این مقام و منصب، مى‏توانست از درآمد «فدک‏»، حداکثر استفاده را بنماید.

:: خاندان  پیامبر (ص) که یگانه دختر وى و نور دیدگانش حضرت حسن (ص) و حضرت حسین(ع) بود باید پس از فوت پیامبر (ص)، به صورت آبرومندى زندگى کنند و حیثیت و شرف پیامبر (ص) محفوظ بماند. براى این هدف پیامبر (ص) «فدک‏» را به دختر خود بخشید.

 

محدثان و مفسران شیعه و گروهى از دانشمندان سنى مى‏نویسند: وقتى آیه «و آت ذا القربى حقه و المسکین و ابن السبیل‏» نازل گردید،  پیامبر دختر خود فاطمه را خواست و فدک را به وى واگذار نمود. همه مفسران اعم از شیعه و سنى قبول دارند که این آیه، در حق نزدیکان و خویشاوندان پیامبر نازل گردیده و دختر وى روشنترین مصداق‏ «ذى القربى‏» است.حتى در شام هنگامى که مرد شامى به على بن الحسین حضرت زین العابدین گفت: خود را معرفى نماى! آن حضرت براى شناساندن خود آیه یاد شده را تلاوت نمود، و این مطلب آنچنان در میان مسلمانان روشن بود که آن مرد شامى در حالى که سر خود را بعنوان تصدیق حرکت مى‏داد، به آن حضرت چنین عرض کرد: بخاطر نزدیکى و خویشاوندى خاصى که با حضرت رسول دارید، خدا به پیامبر خود دستور داده که حق شما را بپردازد. مامون، خلیفه عباسی (به هر علتى بود) خواست فدک را به فرزندان زهرا برگرداند، از این رو به یکى از محدثان معروف، «عبد الله بن موسى‏» نامه‏ اى نوشت، و از او درخواست نمود که او را در این مساله راهنمائى کند. او حدیث ‏بالا را که در حقیقت‏ شان نزول آیه است به وى نوشت و مامون نیز فدک را به فرزندان حضرت فاطمه بازگردانید.  خلیفه عباسى به فرماندار خود در مدینه نوشت، پیامبر اسلام دهکده‏ «فدک‏» را به دختر خود فاطمه بخشیده و این یک مساله مسلمى است و میان فرزندان زهرا در این مساله اختلاف نیست.

 

منبع: فروغ ابدیت، جلد دوم، به قلم آیت الله  جعفر سبحانى

 

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 ساعت 20:2
pic2.JPG

 

سیب کبود دیدی؟!

 

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 ساعت 20:0

چنين گفت آدم عليه السلام
كه شد باغ رضوان مقيمش مقام

كه با روى صافى و با راى صاف
زهر جانبى مى‏نمودم طواف

يكى خانه در چشمم آمد ز دور
برونش منور ز خوبى و نور

زتابش گرفته رخ مه نقاب
ز نورش منور رخ آفتاب

كسى خواستم تا بپرسم بسى
بسى بنگريدم نديدم كسى

سوى آسمان كردم آنگه نگاه
كه اى آفريننده مهر و ماه

ضمير صفى از تو دارد صفا
صفا بخشم از صفوت مصطفى!

دلم صافى از صفوت ماه كن
ز اسرار اين خانه آگاه كن

ز بالا صدائى رسيدم بگوش
كه يا اى صفى آنچه بتوان بگوش!

دعايى ز دانش بياموزمت
چراغى ز صفوت برافروزمت

بگو اى صفى با صفاى تمام
بحق محمد عليه السلام

بحق على صاحب ذوالفقار
سپهدار دين شاه دلدل سوار

بحق حسين و بحق حسن
كه هستند شايسته ذو المنن

بخاتون صحراى روز قيام
سلام عليهم عليهم سلام

كز اسرار اين نكته دلگشاى
صفى را ز صفوت صفايى نماى

صفى چون بكرد اين دعا
از صفا درودى فرستاد بر مصطفى

در خانه هم در زمان باز شد
صفى از صفايش سر انداز شد

يكى تخت در چشمش آمد ز دور
سرا پاى آن تخت روشن ز نور

نشسته بر آن تخت مر دخترى
چو خورشيد تابان بلند اخترى

يكى تاج بر سر منور ز نور
ز انوار او حوريان را سرور

يكى طوق ديگر بگردن درش
بخوبى چنان چون بود در خورش

دو گوهر بگوش اندر آويخته
ز هر گوهرى نورى انگيخته

صفى گفت‏يا رب نمى‏دانمش
عنايت‏بخطى كه بر خوانمش

خطاب آمد او را كه از وى سؤال
بكن تا بدانى تو بر حسب و حال

بدو گفت من دخت پيغمبرم
باين فر فرخندگى در خورم

همان تاج بر فرق من باب من
دو دانه جواهر حسين و حسن

همان طوق در گردن من على است
ولى خدا و خدايش ولى است

چنين گفت آدم كه اى كردگار
درين بار گه بنده راهست‏بار

مرا هيچ از اينها نصيبى دهند
ازين خستگيها طبيبى دهند

خطابى بگوش آمدش كاى صفى
دلت در وفاهاى عالم و فى‏

كه اينها به پاكى چو ظاهر شوند
بعالم به پشت تو ظاهر شوند

صفى گفت‏با حرمت اين احترام
مرا تا قيام قيامت تمام

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 ساعت 19:56

شفاعت حضرت زهرا عليهاالسّلام:

فرات بن ابراهيم نقل مى‏كند كه امام صادق عليه السّلام فرمودند: جابر از حضرت باقر عليه السّلام درخواست كرد حديثى در فضايل جدّه تان حضرت فاطمه زهرا عليهاالسّلام بفرماييد تا هنگامى كه من آن را براى شيعيان نقل مى‏كنم شادمان شوند.
حضرت امام باقر عليه السّلام فرمودند: پدرم به واسطه جدّم عليهماالسّلام از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نقل مى‏كردند كه آن حضرت فرمودند:

در روز قيامت، هنگامى كه همه انسانها درز صحنه محشر گرد آمدند، منبرهايى از نور براى پيامبران و جانشينان و فرزندان آنها نصب مى‏كنند، پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روى بلندترين منبر مى‏نشينند و خطبه مى‏خوانند، پس از آن، حضرت على عليه السّلام و امام حسن و امام حسين عليهماالسّلام خطبه مى‏خوانند، آنگاه ندا مى‏رسد: اى اهل محشر سرهاى خود را فرو افكنيد و چشمهاى خود را به پايين بياندازيد، اينك فاطمه زهرا عليهاالسّلام به سوى بهشت مى‏رود، جبرئيل عليه السّلام ناقه‏اى از ناقه‏هاى بهشت مى‏آورد، حضرت زهرا عليهآالسّلام بر آن سوار مى‏شوند، فرشتگان بسيار اطراف آن حضرت عليهاالسّلام را مى‏گيرند و او را به سوى بهشت مى‏برند، چون به در بهشت مى‏رسند، فاطمه زهرا عليهاالسّلام برمى گردد، از سوى خداوند خطاب مى‏رسد: اى دختر حبيب من! چرا روبرگرداندى و به بهشت داخل نمى‏شوى؟
حضرت زهرا عليهاالسّلام پاسخ مى‏دهد: پروردگارا! دوست دارم در چنين روزى قدر و منزلت من شناخته شود.
پس خداوند سبحان مى‏فرمايد: اى دختر حبيب من! برگرد و ببين، هر كس محبت تو يا يكى از فرزندان تو در قلب اوست، دست او را بگير و به سوى بهشت ببر.
امام باقر عليه السّلام فرمودند: اى جابر! سوگند به خدا، حضرت زهرا عليهاالسّلام در آن روز همانند پرنده‏اى كه دانه خوب را از دانه فاسد جدا مى‏كند، شيعيان و دوستداران خويش را از اين سو و آن سو جمع آورى مى‏كند. پس وقتى شيعيان حضرت زهرا عليهاالسّلام همراه با او نزديك در بهشت رسيدند، خداوند به دل آنها مى‏اندازد كه بازگردمد. چون بازگشتند، خداوند به آنها مى‏فرمايد: اى دوستان من! از چه رو بازگشتيد در حالى كه من شفاعت حضرت فاطمه عليهاالسّلام دختر حبيبم را در مورد شما پذيرفتم. آنها پاسخ مى‏دهند: پروردگارا! دوست داريم كه قدر و منزلت ما در چنين روزى شناخته شود. پس خداوند سبحان به آنها مى‏فرمايد: اى دوستان من! برگرديد و ببينيد چه كسى به خاطر دوستى حضرت فاطمه عليهاالسّلام شما را دوست داشته است. چه كسى به خاطر دوستى حضرت فاطمه عليهاالسّلام به شما غذا داده است. چه كسى به جهت محبت حضرت فاطمه عليهاالسّلام به شما لباس پوشانيده است. چه كسى براى دوستى حضرت فاطمه عليهاالسّلام به شما جرعه‏اى آب نوشانيده است. چه كسى به خاطر محبت حضرت فاطمه عليهاالسّلام از اين كه ديگران غيبت شما را بكنند، جلوگيرى كرده است، دست آنها را بگيريد و به بهشت ببريد.
امام باقر عليه السّلام فرمودند: سوگند به خدا! از مردم باقى نمى‏ماند مگر كسى كه در خداوند سبحان شك دارد يا كافر و يا منافق است
.

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 ساعت 17:53
          

آنان که علی را خدا میدانند

 

                          کفرش به کنار عجب خدایی دارند

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 ساعت 17:30
سلام

 

شرمنده ام به خدا

 

میدونم این رسمش نیست! ولی من بیگناهم!

 

برام دعا کنین

نوشته شده توسط غلام قمرمصطفی | موضوع: | لينک ثابت |