تبليغاتX

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
اهل بیت ( یادمون نره آگه امام حسین (ع) نبود عباس (ع) معنی نداشت)
جمعه هجدهم آبان 1386 ساعت 12:43
سلام

شاید باورتون نشه ولی این آرزومه !

بخونین برام دعا کنین که .............

 یعنی میشه ...........؟!؟ 

                                   

 

رسم تو بچه شيعه ها وقتی ميرن خواستگاری

 دسته گل ياس می برن تا بمونه يادگاری

 وقتی که بچه دار ميشن بازم گل ياس ميخرن

   بچه اگه پسر باشه  اسمشو عباس ميذارن 

اگه خدا بده به من  يک پسری تو عالمين

    اسمشو عباس ميذارم  مثل علمدار حسين

علم ميدم به دست اون تا که علمداری کنه

    بين تموم بچه ها قافله سالاری کنه 

وقتی بزرگ شد پسرم ميبرمش تو هيئتها

  حسين حسين يادش ميدم   تا بشه نوکر آقا

دلم ميخواد ياد بگيره مردونه شيدايی کنه

      يه مشک ميدم تو هيئتها تا بره سقايی کنه

نوشته شده توسط غلام قمر | موضوع: | لينک ثابت |
جمعه هجدهم آبان 1386 ساعت 11:54

 

 

 

علقمه چشم به خيمه‌ها دارد.

با حسرت به آن‌سو مي‌نگرد.

منتظر است، منتظر ياري كه چند روزيست همدمش شده است.

اما از ديروز تا به حال به ديدارش نيامده است.

.....

سواري خرامان به سويش مي‌آيد.

چهره‌اش آشناست.

آري، سقّا دوباره آمده است.

آمده است تا قسمتي از وجود او را به ميهماني خيمه‌ها ببرد.

از شادماني موجي به ساحل مي‌فرستد تا به پيشواز قدومش برود و تبرك جويد.

سقّا در كنارش از اسب فرود آمده است.

به چشمان سقّا مي‌نگرد.

طاقت نگاه او را ندارد.

چه نفوذي دارد نگاه پر احساس او.

نگاهي كه تا عمق وجودش را به لرزه در مي‌آورد.

......

اينبار سقّا حال و هوايي ديگر دارد.

غمي سنگين را مي‌تواند در قدمهايش احساحس كند.

لبهاي خشكيده‌اش را به نظاره مي‌نشيند.

.....

سقّا دست در آب مي‌كند.

مشتي آب را به لبهاي خشكيده‌اش نزديك مي‌كند.

علقه تشنه لبهاي سقّا است.

آرزو دارد تا از لبهاي سقّا سيراب شود.

موج مي‌زند و دلربايي مي‌كند.

سقا نگاهي به او مي‌اندازد.

آب را بر روي آب مي‌ريزد.

.....

سقّا مشك را به علقمه مي‌سپارد.

علقمه كه در حسرت لبهاي سقّا مي‌سوزد، عشق و ارادت خود را نثار مشك مي‌كند.

شايد بدين‌سان به وصال معشوق برسد.

سقّا مشك را به دست مي‌گيرد و به سوي خيمه‌ها مي‌تازد.

.....

علقمه نگران است.

وجودش به تلاطم افتاده است.

حس غريبي دارد.

ندايي به او مي‌گويد ديگر سقّا را نمي‌بيند.

.....

و علقمه تا ابد در حسرت لبهاي سقّا مي‌سوزد.

نوشته شده توسط غلام قمر | موضوع: | لينک ثابت |